برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1288 100 1

skepticism

/ˈskeptəˌsɪzəm/ /ˈskeptɪsɪzəm/

معنی: شک، تردید، شک گرایی، فلسفه شکاکی وبدبینی، انتقاد مضر و از روی بدبینی
معانی دیگر: (s بزرگ) مکتب شک گرایی، (این اندیشه: باورها را باید همیشه مورد تردید و موشکافی قرار داد و پژوهش عبارتست از فرایند شکاکی) شک اندیشی، دیرباوری، شک باوری

بررسی کلمه skepticism

اسم ( noun )
(1) تعریف: distrust or disbelief, or a general tendency to doubt and question.
مترادف: disbelief, distrust, doubt, mistrust, suspicion
متضاد: gullibility
مشابه: leeriness, pessimism, uncertainty, wariness, wonder

- The nutritionist's claim of finding a cure for the disease was met with intense skepticism in the medical community.
[ترجمه ترگمان] متخصصان تغذیه در مورد یافتن درمان برای این بیماری با شک و تردید شدید در جامعه پزشکی مواجه شدند
[ترجمه گوگل] ادعای متخصص تغذیه برای پیدا کردن درمان برای بیماری با شک و تردید شدید در جامعه پزشکی مواجه شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: doubt of the possibility of real or absolute knowledge, esp. as a philosophical doctrine.
مشابه: cynicism, doubt, relativism

(3) تعریف: doubt or disbelief of religious claims to truth; agnosticism or atheism.
مترادف: agnosticism, atheism, unbelief
مشابه: apostasy, denial, disbelief, dissent, heresy

واژه skepticism در جمله های نمونه

1. Their claim is being treated with some skepticism in UN.
[ترجمه ترگمان]این ادعا با برخی شکاکیت در سازمان ملل مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد
[ترجمه گوگل]ادعای آنها با شک و تردید در سازمان ملل متحد درمان می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. They justified the exercise by expressing their skepticism of Soviet missile credibility.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها این ورزش را با ابراز تردید خود نسبت به اعتبار موشکی شوروی توجیه کردند
[ترجمه گوگل]آنها با بیان شک و تردید خود از اعتبار موشکی شوروی، تمرین را توجیه کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It came at a moment when skepticism over the pace toward full economic union and the single currency has been mounting.
[ترجمه ترگمان]در یک لحظه بود که شکاکیت در مورد سرعت به سوی اتحاد کامل اقتصادی و واحد پول رایج در حال افزایش بود
[ترجمه گوگل]این یک لحظه بود که شک و تردید در مورد سرعت به سوی اتحاد کامل اقتصادی و واحد پولی افزایش یافت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. And there is growing skepticism about the security of Social Security.
...

مترادف skepticism

شک (اسم)
doubt , uncertainty , skepticism , dubiety , self-doubt
تردید (اسم)
wavering , hesitance , indecision , doubt , hesitancy , uncertainty , vibration , query , suspicion , skepticism , dubiety , shilly-shally , irresolution , qualm , scruple , vibratility
شک گرایی (اسم)
skepticism
فلسفه شکاکی وبدبینی (اسم)
skepticism
انتقاد مضر و از روی بدبینی (اسم)
skepticism

معنی کلمه skepticism به انگلیسی

skepticism
• tendency to doubt, tendency to question the validity of claims, uncertainty; philosophical doctrine which maintains that true knowledge is unobtainable or uncertain; tendency to doubt religious principles
degree of skepticism
• amount of doubt, amount of misgiving, amount of uncertainty

skepticism را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حسین رحمانی
شک‌آوری
salsaj67
شک و تردید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی skepticism
کلمه : skepticism
املای فارسی : سکپتیکیسم
اشتباه تایپی : سنثحفهزهسئ
عکس skepticism : در گوگل

آیا معنی skepticism مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )