برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

slip away

slip away را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شهره رحیمی
depart without saying goodbye; leave quietly or surreptitiously.
Phrasal verb of slip
Borzou
دزدکی رفتن
در مورد زمان یعنی زودگذر
راضیه
از دست رفتن

Her faith has been sliped away
اعتقادش از دست رفته است.
شبنم
جیم شدن
کورش
ترک کردن
mohamadda333
در رفتن فرار کردن
for example they wanted to slay me but i slipped awsy
or
cops were stalking me but i slipped away(scramed)g
آرین جان
To lose possession of something

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی slip away مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )