برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1356 100 1

smiling


System.String[]

واژه smiling در جمله های نمونه

1. what is she smiling about?
برای چه لبخند می‌زند؟

2. a lake, warm and smiling and margined by trees
دریاچه‌ی گرم و فرح انگیز و دارای ساحل پر درخت

3. to dissemble fear by smiling
با لبخند ترس خود را مخفی کردن

4. everywhere he looked, he saw smiling faces
به هرجا نگاه کرد چهره‌های خندان دید.

5. his mother was weeping and smiling at the same time
مادرش اشک می‌ریخت و در عین حال لبخند بر لب داشت

6. she has a funny little way of smiling
لبخند با نمکی دارد.

7. the door opened and my mother entered smiling
در باز شد و مادرم لبخند زنان وارد شد.

8. A man without a smiling face must not open a shop.
[ترجمه ترگمان]مردی بدون چهره خندان نباید مغازه را باز کند
[ترجمه گوگل]یک مرد بدون چهره خندان باید یک مغازه را باز کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Never stop smiling, not e ven when you're sad,someone might fall in love with your smile.
[ترجمه ترگمان]از لبخند زدن دست نزن، وقتی ناراحتی، یک نفر ممکن است با لبخند تو عاشق بشود
[ ...

مترادف smiling

خوشرو (صفت)
affable , smiling , handsome , beautiful , cordial , genial , good-looking
خندان (صفت)
happy , smiling , merry , riant , laughing
متبسم (صفت)
smiling , riant

معنی کلمه smiling به انگلیسی

smiling
• grinning, wearing a smile; cheerful and bright
smiling ear to ear
• i have a big smile on my face, sete
smiling face
• happy face of a contented person
kept smiling
• continued to look happy

smiling را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عليرضا كريمي وند
خندان، متبسم، خوشرو
laughingخندان
merry خوشحال
nabodgar
لبخند زدن
محسن❤️رضوي❤️ستاره
laughing
خندان، متبسم ، خوش رو
merry خوش، مسرور

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی smilingکلمه : smiling
املای فارسی : سمیلینگ
اشتباه تایپی : سئهمهدل
عکس smiling : در گوگل

آیا معنی smiling مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )