برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1292 100 1

sofa

/ˈsoʊfə/ /ˈsəʊfə/

معنی: نیمکت، نیمکت مبلی نرم و فنری
معانی دیگر: (از ریشه ی عربی: صفه) کاناپه، نیمکت مبلی

بررسی کلمه sofa

اسم ( noun )
• : تعریف: a long upholstered seat with arms and a back; couch.
مشابه: couch

واژه sofa در جمله های نمونه

1. a sofa tailor-made for a small room
کاناپه‌ای که برای یک اتاق کوچک سفارش داده شده

2. the sofa had a thick pad
کاناپه دارای نرم رویه‌ی کلفتی بود.

3. the sofa is padded with soft rubber and leather
کاناپه با لاستیک و چرم نرم لایه گذاری شده است.

4. this sofa can double as a bed
این نیمکت تبدیل به تخت‌خواب می‌شود.

5. a sectional sofa
کاناپه‌ی چند تکه

6. relegate this sofa to the trash heap
این نیمکت را توی خاکروبه بیانداز.

7. i lay on the sofa and began to read
روی کاناپه خوابیدم و شروع به قرائت کردم.

8. asgar ensconced himself on a sofa
اصغر روی کاناپه آرام گرفت.

9. after dinner abbas khan nodded off on the sofa
پس از شام عباس خان روی کاناپه چرتی زد.

10. he entered the room and lumped on the sofa
او وارد اتاق شد و مثل لش خود را روی کاناپه انداخت.

11. his wife nuzzled up to him on the sofa
زنش روی کاناپه در کنار او لم داد.

12. my brothers made room for me on the sofa
برادرانم روی نیمکت برای من جا باز کردند.

...

مترادف sofa

نیمکت (اسم)
seat , banquette , bench , couch , pew , sofa , settee , squab
نیمکت مبلی نرم و فنری (اسم)
sofa

معنی عبارات مرتبط با sofa به فارسی

نیمکت که تبدیل به تختخواب می شود، نیمکت تختخوابی، کاناپه تختخواب شو، مبل تختخواب شو

معنی کلمه sofa به انگلیسی

sofa
• couch, long upholstered seat having a back and arms
• a sofa is a long, comfortable seat with a back and arms, which two or three people can sit on.
sofa bed
• couch which can be made into a bed, pull-out couch
• a sofa-bed is a sofa which is made with a folding seat so that it can also be used as a bed.
spring sofa
• comfortable couch that contains a system of coil springs

sofa را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

یاسین
مبل
Aida
مبل
امیرمحمد
مبل
میثم
کاناپه
Ami7r vafayi
مبل دو نفره یا بیشتر،نشیمنگاه یک نفره جنسش اگه از چوب،چرم،پلاستیک و... باشه صندلی(chair)به حساب میاد!
فاطمه
مبل
آراز فرشباف
کاناپه، مبل (2 نفره و بیشتر)
Sayeh
کاناپه
sahel
مبل
Abolfazl
Sofa:مبل راحتی
m
کاناپه،مبل راحتی،مبلدونفره یا بیشتر.
محمد
مبل
Fatemeh
مبل
Nazanin
مبل
Zahra
کاناپه یا مبل
Raha
کاناپه ودی به عنوان مبل هم می تونید استفاده کنید ولی به معنی صندلی ترجمه نمیشه
pourya#
جایی که روی آن می نشینیم مــثل صندلی. البته از صندلی بزرگ تر و تعداد بیشتری می توانند روی آن بنشینند

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی sofa
کلمه : sofa
املای فارسی : صوفا
اشتباه تایپی : سخبش
عکس sofa : در گوگل

آیا معنی sofa مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )