برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1280 100 1

solipsism

/ˈsɒlɪpsɪzəm/ /ˈsɒlɪpsɪzəm/

معنی: نفس گرایی
معانی دیگر: (فلسفه) من گرایی، من آیینی، خود مداری، فرضیه ای که معتقد است نفس انسان چیزی جز خودوتغییرات حاصله درنفس خود را نمی شناسد

بررسی کلمه solipsism

اسم ( noun )
مشتقات: solipsist (adj.), solipsistic (adj.), solipsist (n.)
(1) تعریف: in philosophy, the theory that the self is the only verifiable reality.

(2) تعریف: the self-centered habit of interpreting and judging all things exclusively according to one's own concepts of meaning and value.

- He knew his wife's solipsism would prevent her from regarding his injury as anything but an infringement on her freedom to do what she liked.
[ترجمه ترگمان] می‌دانست که solipsism his او را از آسیب رساندن به کاری که او دوست دارد انجام دهد
[ترجمه گوگل] او می دانست که سلیپیزم همسرش او را از آسیب زدن او به عنوان چیزی جز نقض آزادی او برای انجام آنچه او دوست داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- the solipsism of a willfully obscure writer
[ترجمه ترگمان] the of یک نویسنده گمنام
[ترجمه گوگل] سلیپیزم یک نویسنده به طور آگاهانه مبهم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه solipsism در جمله های نمونه

1. Criticisms of solipsism should therefore count as criticisms of the weak-kneed scepticism embodied in foundationalism.
[ترجمه ترگمان]بنابراین Criticisms of باید به عنوان انتقادی از بدبینی weak موجود در foundationalism حساب شوند
[ترجمه گوگل]بنابراین انتقادات سلپیسیستی باید به عنوان انتقاد از شک و تردید زاویه ضعف در بنیادگرایی باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Sentimentality was the defining feature of old Labour's solipsism.
[ترجمه ترگمان]sentimentality ویژگی تعیین‌کننده شخصیت قدیمی حزب کارگر بود
[ترجمه گوگل]احساسات، ویژگی مشخصی از جنبش کارگری قدیمی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. If finally I become wholly submerged in this solipsism there could be no other rational ethic for me than egoism.
[ترجمه ترگمان]اگر در این solipsism کام لا در این solipsism غوطه‌ور شوم، ethic دیگر از خودخواهی برای من وجود نخواهد داشت
[ترجمه گوگل]اگر در نهایت من در این سلیپیزم غوطهور شدم، من دیگر از اخلاق عقلانی برای خودم نمی توانستم نسبت به خودمحوری داشته باشم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Such solipsism came to him naturally, ...

مترادف solipsism

نفس گرایی (اسم)
sensuality , sensualism , self-determinism , solipsism

معنی کلمه solipsism به انگلیسی

solipsism
• theory that the self is the only existing or knowable thing (philosophy)

solipsism را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

اَبِد
خودانگاری،جهانی جز ماحول فرد وجود ندارد،همه آنچه رخ می دهد و آنچه وجود دارد درخدمت ذهن فرد می باشد،آرایش اتفاقات برای نفس فرد
Mehdi Karimi
اصالت نفس
مرتضی بزرگیان
خودتنهاانگاری

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی solipsism
کلمه : solipsism
املای فارسی : سلیپسیسم
اشتباه تایپی : سخمهحسهسئ
عکس solipsism : در گوگل

آیا معنی solipsism مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )