برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1279 100 1

somewhat

/ˈsəˈmwət/ /ˈsʌmwɒt/

معنی: تاحدی، قدری
معانی دیگر: تا اندازه ای، به مقداری، کمی، مختصری، نسبتا، مقدار نامعلومی

بررسی کلمه somewhat

قید ( adverb )
• : تعریف: in some measure, degree, or proportion; rather.
مشابه: a trifle, kind of

- The movie was good, but I was somewhat disappointed after hearing so many rave reviews.
[ترجمه ترگمان] فیلم خوب بود، اما بعد از شنیدن این همه بررسی‌های جنجالی، کمی ناامید شدم
[ترجمه گوگل] فیلم خوب بود، اما پس از شنیدن بسیاری از بررسی های عجیب و غریب، من تا حدودی نا امید شدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The exam was somewhat more difficult than I expected, but I think I did all right.
[ترجمه ترگمان] امتحان تا حدی سخت‌تر از آن چیزی بود که انتظار داشتم، اما فکر می‌کنم همه چیز درست بود
[ترجمه گوگل] امتحان تا حدودی دشوارتر از انتظار من بود، اما من فکر می کردم که همه چیز درست بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه somewhat در جمله های نمونه

1. a person somewhat inclined to fat
آدمی که تا اندازه‌ای متمایل به چاقی بود

2. his travels somewhat liberalized him politically
سفرهای او تا اندازه‌ای او را از نظر سیاسی گسترده اندیش کرد.

3. i was somewhat surprised
کمی تعجب کردم.

4. it is somewhat late
تا اندازه‌ای دیر شده است.

5. censorship has lightened somewhat
از شدت سانسور تا اندازه‌ای کاسته شده است.

6. his logic seemed somewhat hazy to me
به نظر من منطق او تا اندازه‌ای مبهم بود.

7. a salary raise may somewhat cushion the impact of price increases
افزایش حقوق‌ها ممکن است تا اندازه‌ای از تاثیر (سو) بالا رفتن قیمت‌ها بکاهد.

8. their action was not offensive to him but proved somewhat disobliging
عمل آنان درنظرش زننده نبود ولی تا اندازه‌ای باعث ناراحتی او شد.

9. we are sorry to tell that your son is somewhat backward
متاسفانه باید بگوییم پسرتان قدری عقب افتاده است.

10. I was somewhat surprised to see him.
[ترجمه ترگمان]از دیدن او کمی تعجب کردم
[ترجمه گوگل]من تا حدودی شگفت زده شدم که او را ببینم
[ترجمه شما] ...

مترادف somewhat

تاحدی (قید)
nearly , some , pretty , partly , kind of , somewhat
قدری (قید)
some , little , something , slightly , somewhat

معنی کلمه somewhat به انگلیسی

somewhat
• slightly; to a certain extent; quite
• somewhat means to a fairly large, but not great, extent or degree; a formal word.
somewhat dark
• slightly dark
somewhat excited
• rather excited, a bit excited, a bit worked up

somewhat را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

a.r
adv. to some extent or degree; rather; a bit

pron. something
فرزاد ک پ
قید:
to a moderate extent or by a moderate amount; rather.به میزان متوسط یا با مقدار متوسط؛ نسبتا.
"matters have improved somewhat since then""از آن زمان تا کنون مسائل تا حدودی بهبود یافته است"

synonyms: a little, a bit, a little bit, to a limited extent/degree, to a certain degree, to some extent, to some degree, (up) to a point, in some measure, rather, quite, within limits; informalsome; informalkind of, sort of, ish
"matters have improved somewhat since then"
slightly, relatively, comparatively, moderately, fairly, marginally, a shade, rather, quite, within limits
"a somewhat thicker book"
antonyms: massively, hugely
آرش
تا اندازه ای
محدثه فرومدی
تا حدودی، اندکی، به نوعی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی somewhat
کلمه : somewhat
املای فارسی : سموهت
اشتباه تایپی : سخئثصاشف
عکس somewhat : در گوگل

آیا معنی somewhat مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )