برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1343 100 1

sophisticated

/səˈfɪstɪˌketəd/ /səˈfɪstɪkeɪtɪd/

معنی: مصنوعی، تصنعی، غیر طبیعی، در سطح بالا، خبره وماهر، مشکل وپیچیده
معانی دیگر: فرهیخته، کارکشته، وارد، پخته، چشم و گوش باز، پیراسته، آگاه، بافرهنگ، بامعرفت، (از نظر فکری و فرهنگی) پرمایه، پیشرفته، پرمغز، ناسره، ناخالص، قاتی دار، رقیق شده، ناناب، (متن) دارای دست بردگی، مخدوش، تحریف شده، دستکاری شده، مدغم، چند جنبه ای، عالمانه، چیره دستانه، مشگل وپیچیده، سوفسطایی

بررسی کلمه sophisticated

صفت ( adjective )
مشتقات: sophisticatedly (adv.)
(1) تعریف: having knowledge or experience of the world or of culture, esp. in connection with the manners and ways of adult society; not naive or simple; worldly-wise.
مترادف: cosmopolitan, cultured, worldly, worldly-wise
متضاد: coarse, crude, naive, primitive, provincial, unsophisticated
مشابه: blas�, experienced, knowing, knowledgeable, mature, polished, refined, seasoned, shrewd, slick, suave, traveled, urbane

- She seemed very sophisticated to me, always knowing what to do and say in every situation.
[ترجمه ترگمان] او به نظر من خیلی پیچیده بود، همیشه می‌دانست چه باید کرد و در هر موقعیتی چه بگوید
[ترجمه گوگل] او به نظر من بسیار پیچیده به نظر می رسید، همیشه می دانست که چه کاری باید انجام دهد و در هر وضعیتی بگوید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- A year abroad and two years at the university had made him much more sophisticated than when I had known him in high school.
[ترجمه ترگمان] یک سال در خارج و دو سال در دانشگاه او را پیچیده‌تر از زمانی ساخته بود که من در دبیرستان با او آشنا شده بودم
[ترجمه گوگل] یک سال در خارج از کشور و دو سال در دانشگاه او را بسیار پیچیده تر از زمانی که من او را در دبیرستان شناخته شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

واژه sophisticated در جمله های نمونه

1. sophisticated oil
روغن دارای ناخالصی

2. a sophisticated journalist
یک روزنامه‌نویس بافرهنگ

3. a sophisticated novel
یک رمان پرمغز

4. a sophisticated text
متن دستکاری شده

5. a sophisticated youth
یک جوان چشم و گوش باز

6. the sophisticated methods of modern research
روش‌های پیچیده‌ی پژوهش‌های امروزی

7. very sophisticated machinery
ماشین‌آلات بسیار پیشرفته

8. rose oil is sophisticated with geraniol
عطر را با ژرانیول رقیق می‌کنند.

9. They are cheating but are sophisticated enough to avoid detection.
[ترجمه حسن] آنها تقلب میکنند اما برای اجتناب از لو رفتن،به اندازه کافی ماهر(خبره) هستند.|
[ترجمه ترگمان]آن‌ها تقلب می‌کنند اما به اندازه کافی پیچیده هستند که از تشخیص اجتناب کنند
[ترجمه گوگل]آنها تقلب میکنند اما به اندازه کافی پیچیده هستند تا از تشخیص جلوگیری کنند ...

مترادف sophisticated

مصنوعی (صفت)
accrete , artificial , false , sophisticated , dummy , feigned , artful , forged , made-up , factitious , factitive , postiche , nonrepresentational
تصنعی (صفت)
sophisticated , dummy , mannered , put-on , self-imposed
غیر طبیعی (صفت)
preposterous , sophisticated , uncanny , supernatural , factitious , factitive , unnatural , subnormal , preternatural
در سطح بالا (صفت)
sophisticated
خبره وماهر (صفت)
sophisticated
مشکل وپیچیده (صفت)
sophisticated

معنی کلمه sophisticated به انگلیسی

sophisticated
• seasoned, worldly-wise; refined, cultured; complex, intricate, complicated
• a sophisticated person knows about culture, fashion, and other matters that are considered socially important.
• a sophisticated machine, device, or method is more advanced or complex than others.
sophisticated missile
• missile with advanced capability or technology
sophisticated tactics
• tactics based on advanced strategy or technology
sophisticated weapon
• complicated and powerful weapon
sophisticated weaponry
• advanced weapons, modern weapons

sophisticated را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرهنگ
کارازموده
علی حسین اسفند زاد
همه جانبه (یعنی توجه به همۀ ابعاد یک مسئله)
نقوی
بغرنج
شهریار مرزبان
[مدیریت تولید] پیشرفته
حسام هاتفی
مشکل و پیچیده
میثم علیزاده
دررمورد انسان:
1. پیشرفته(دررمورد تجهیزات و ماشین آلات)
2. پخته، پرمغز، فرهیخته( دررمورد انسان)
عادل محمدی
جواب پس داده
Mahdiyeh
راجع انسان :فاضل ، کار آزموده

پیچیده، مصنوعی
Shahmah
پیشرفته
سعید ترابی
1. پخته، کارآزموده
2. پیشرفته
الهه حسینی نسب
بالقوه
یاسمن قدسی
سطح بالا
یاسمن قدسی
با کلاس
محمدرضا
برای انسان : کارکشته

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی sophisticated
کلمه : sophisticated
املای فارسی : سفیستیکتد
اشتباه تایپی : سخحاهسفهزشفثی
عکس sophisticated : در گوگل

آیا معنی sophisticated مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )