انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 929 100 1

sounding

تلفظ sounding
تلفظ sounding به آمریکایی/ˈsaʊndɪŋ/ تلفظ sounding به انگلیسی/ˈsaʊndɪŋ/

صدا سازی، تولید صدا، آوازایی، پرطنین، ژرفایابی، ژرفاسنجی، عمق سنجی، فضا پژوهی، آسمان پژوهی (با موشک یا امواج رادیو)، (جمع) داده های گردآوری شده در اثر ژرفاسنجی یا فضا پژوهی، عمق پیمایی، تعمیق، جای کم عمق که پیمایش ان اسان باشد

بررسی کلمه sounding

صفت ( adjective )
مشتقات: soundingly (adv.)
(1) تعریف: producing or emitting sound.

(2) تعریف: resonant; sonorous.
اسم ( noun )
• : تعریف: (often pl.) the act of measuring the depth of water.

واژه sounding در جمله های نمونه

1. strange music kept sounding in her ears
ترجمه موسیقی عجیبی در گوشش صدا می‌کرد.

2. He is sounding out Middle Eastern governments on ways to resolve the conflict.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او دولت‌های خاور میانه را به دنبال راه‌هایی برای حل این مناقشه است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او از دولت های خاورمیانه در زمینه راه حل برای حل مناقشه سخن می گوید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. He is fond of using high - sounding phrases.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اون خیلی دوست داره از جمله‌های بلند استفاده کنه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او علاقه مند به استفاده از عبارات با صدای بلند است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. He needed a sounding board rather than thinking alone.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به جای اینکه به تنهایی فکر کند، به یک صفحه به نظر می‌رسید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به جای فکر کردن تنها به یک هیئت علمی نیاز داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Max sighed, sounding even more downhearted.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مکس اهی کشید، حتی بیش از پیش مایوس به نظر می‌رسید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مکس آهی کشید، صدایی خیره تر شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. A balloon popped, sounding like a gunshot.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] یه بالون، مثل تیر به نظر میومد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک بالون ظاهر شد، مانند یک گلوله شلیک
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Now it is an American economist who is sounding the alarm .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اکنون این یک اقتصاددان آمریکایی است که زنگ خطر را به صدا در می‌آورد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اکنون یک اقتصاددان آمریکایی است که صدای زنگ را می شنود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. At the risk of sounding self-pitying, I'd say it has been harder on me than it has on Joanne.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با وجود ریسکی که به نظر می‌رسد - خیلی بیشتر از آن که روی Joanne تاثیر گذاشته بود برایم سخت بوده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در معرض خطر صدمه زدن به خودم، می توانم بگویم آن را نسبت به جوآن سخت تر شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. He's always sounding off about how he would manage the firm.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اون همیشه در مورد اینکه چطور شرکت رو اداره می‌کنه صحبت می‌کنه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او همیشه در مورد چگونگی مدیریت این شرکت می گوید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. At the risk of sounding stupid, can I ask a question?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با وجود ریسکی که به نظر می‌رسد، می‌توانم یک سوال بپرسم؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا می توانم یک سوال بپرسم؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. He should check his facts before sounding off.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]باید facts رو قبل از اینکه خاموش بشه چک کنه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او باید قبل از اینکه صدای خود را بشنود، حقایق خود را بررسی کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. John always used her as a sounding board for new ideas.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جان همیشه از او برای ایده‌های جدید استفاده می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جان همیشه از او بعنوان یک هیئت علمی برای ایده های جدید استفاده کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. 'What do you want?' he asked, sounding slightly truculent.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تو چی می خو ای؟ او که کمی عصبی شده بود، پرسید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]'چه چیزی می خواهید؟' او پرسید، صدایی کمی مبهم است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. I called Mum, sounding all sad and pathetic.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به مامان زنگ زدم، همه غمگین و رقت‌انگیز به نظر می‌رسید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من مامان را صدا زدم، صدای همه غم و غم انگیز
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی عبارات مرتبط با sounding به فارسی

(ساز موسیقی) تخته ی صداافزا، طنین زا، (در پس صحنه یا میز خطابه و غیره) دیوار صدا برگردان، آوا برگردان، مبلغ، تبلیغات چی، فرارسان، بز اخفش، soundboard تخته موجد صدا، کمان ویولن وتار، عامل انتشار عقاید
مسبار، گمانه، ژرفایاب، ژرفاسنج، شاغول عمق سنج (lead line هم می گویند)
موشک اکتشاف تغییرات جوی
(سنجش ژرفای آب با دستگاه ژرفاسنج پژواکی یا echo sounder) ژرفاسنجی پژواکی
پر زرق وبرق وتوخالی، عوام فریب، پر سر وصدا

معنی sounding در دیکشنری تخصصی

sounding
[عمران و معماری] گمانه زنی - ژرفایابی - عمقیابی - عمق سنجی - کاوشگری
[برق و الکترونیک] اکتشاف 1. هر گونه نفوذ در محیط طبیعی ، زیر آب یا در جو ، برای مشاهده علمی و اندازه گیری . 2. تعیین عمق آب با طناب عمق سنج یا عمق یاب .
[زمین شناسی] عمق پیمایى ،تعمیق ، اندازه گیرى عمق - ضربه زدن به یک سقف برای فهمیدن امنیت آن برای کارکردن
[عمران و معماری] بالن گمانه
[برق و الکترونیک] شدت صوت انرژی صوتی ارسال شده در واحد زمان از واحد سطح که بر حسب ارگ بر ثانیه بر سانتی متر مربع یا وات بر سانتی متر بربع بیان می شود .
[نفت] پژواک سنج
[زمین شناسی] طناب عمق یاب ، سیم اندازه گیری ژرفای آب،خط برداشت - - رجوع شود به lead line (ژرفاسنج [گوی سربی که به ریسمان وصل است]). -
[زمین شناسی] دستگاه عمق یاب مکانیکى
[عمران و معماری] میله ژرفایابی - میله کاوشگری
[زمین شناسی] میله ژرفایابی ، میله کاوشگری
[آب و خاک] میله عمق یاب
[زمین شناسی] ماسه صوتی،ماسه صدادار - ماسه ای، معمولاً تمییز و خشک، که صدای موسیقایی، نجوایی یا قرچ قروچ (وقتی آشفته می شود) از خود گسیل می کند. مانند ماسه بیابانی که وقتی از وجه دامنه ای به پایین می لغزد از خود تولید می کند و یا ماسه ساحلی که وقتی زیر و رو شود یا بر روی آن قدم گذاشته شود، صدایی از خود ایجاد می کند. مثلاً: ماسه موسیقایی، ماسه غرّنده، ماسه غران، ماسه صوتی. - مترادف: singing sand (ماسه خواننده یا آوازه خوان).
[عمران و معماری] وزنه عمقیاب
[زمین شناسی] وزنه عمق یاب
[عمران و معماری] سیم ژرفایاب - عمقسنج
[آب و خاک] سیم عمق یاب
[برق و الکترونیک] عمق سنجی آکوستیکی 1. استفاده از امواجر صوتی برای تعیین عمق آب ار طریق اندازره گیری زمان لازم برای رفت و برگشت پالس صوتی . 2.استفاده از امواج صوتب برای مطالعه ی لایه های پایینی جو به روشی مشابه با عمق سنجی آکوستیکی آب .
[برق و الکترونیک] هواسنجی اندازه گیری مشخصه های جوی نظیر فشار و رطوبت یا ابزارهای قرار گرفته در ارتقاع.
[عمران و معماری] ژرفیابی آوای
[زمین شناسی] عمق یابی باز آوایی
[آب و خاک] ژرفایابی آوایی
[نفت] گمانه زنی ژئوتکنیکی
[عمران و معماری] فروروندگی سنج ایستا
[معدن] گمانهزنی الکتریکی (ژئوفیزیک)

معنی کلمه sounding به انگلیسی

sounding
• measurement of water depth by means of a line and lead; measurements obtained by sounding with a lead and line; measurement of atmospheric conditions (meteorology)
• making a noise, producing a loud sound, resonant; making loud meaningless noises
sounding balloon
• unmanned balloon that carries instruments at a great height to make atmospheric measurements
sounding board
• board within a musical instrument which strengthens the sound; one who listens to new ideas and gives feedback for evaluation
• if you use someone as a sounding board, you discuss your ideas with them while you are working them out.
sounding brass
• words that are meaningless, comments or remarks that have no substance
sounding line
• measuring tape
sounding rod
• staff used as a yardstick, stick used to measure
sounding the alarm
• activating a warning system
high sounding
• high-sounding language or ideas seem very grand and important, although often they are not at all important.

sounding را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی sounding

ماندانا بهرامی ١٩:٣٧ - ١٣٩٧/١٠/٢٢
باستان شناسی: گمانه زنی، سونداژ
|

پیشنهاد شما درباره معنی sounding



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

aliasghar modaberzadeh > School bag
ایلکا > اردلانی
زندی > اردلان
رضا > الیکایی
محمد > ایلیکا
غضنفر > پريز
نورالله > هارای
عبدالرحمن > طایفه ملازهی

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی sounding
کلمه : sounding
املای فارسی : سوندینگ
اشتباه تایپی : سخعدیهدل
عکس sounding : در گوگل


آیا معنی sounding مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )