برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1329 100 1

sounding

/ˈsaʊndɪŋ/ /ˈsaʊndɪŋ/

صدا سازی، تولید صدا، آوازایی، پرطنین، ژرفایابی، ژرفاسنجی، عمق سنجی، فضا پژوهی، آسمان پژوهی (با موشک یا امواج رادیو)، (جمع) داده های گردآوری شده در اثر ژرفاسنجی یا فضا پژوهی، عمق پیمایی، تعمیق، جای کم عمق که پیمایش ان اسان باشد

بررسی کلمه sounding

صفت ( adjective )
مشتقات: soundingly (adv.)
(1) تعریف: producing or emitting sound.

(2) تعریف: resonant; sonorous.
اسم ( noun )
• : تعریف: (often pl.) the act of measuring the depth of water.

واژه sounding در جمله های نمونه

1. strange music kept sounding in her ears
موسیقی عجیبی در گوشش صدا می‌کرد.

2. He is sounding out Middle Eastern governments on ways to resolve the conflict.
[ترجمه ترگمان]او دولت‌های خاور میانه را به دنبال راه‌هایی برای حل این مناقشه است
[ترجمه گوگل]او از دولت های خاورمیانه در زمینه راه حل برای حل مناقشه سخن می گوید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He is fond of using high - sounding phrases.
[ترجمه ترگمان]اون خیلی دوست داره از جمله‌های بلند استفاده کنه
[ترجمه گوگل]او علاقه مند به استفاده از عبارات با صدای بلند است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He needed a sounding board rather than thinking alone.
[ترجمه ترگمان]به جای اینکه به تنهایی فکر کند، به یک صفحه به نظر می‌رسید
[ترجمه گوگل]او به جای فکر کردن تنها به یک هیئت علمی نیاز داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Max sighed, sounding even more downhearted.
[ترجمه ترگمان]مکس اهی کشید، حتی بیش از پیش مایوس ...

معنی عبارات مرتبط با sounding به فارسی

(ساز موسیقی) تخته ی صداافزا، طنین زا، (در پس صحنه یا میز خطابه و غیره) دیوار صدا برگردان، آوا برگردان، مبلغ، تبلیغات چی، فرارسان، بز اخفش، soundboard تخته موجد صدا، کمان ویولن وتار، عامل انتشار عقاید
مسبار، گمانه، ژرفایاب، ژرفاسنج، شاغول عمق سنج (lead line هم می گویند)
موشک اکتشاف تغییرات جوی
(سنجش ژرفای آب با دستگاه ژرفاسنج پژواکی یا echo sounder) ژرفاسنجی پژواکی
پر زرق وبرق وتوخالی، عوام فریب، پر سر وصدا

معنی sounding در دیکشنری تخصصی

sounding
[عمران و معماری] گمانه زنی - ژرفایابی - عمقیابی - عمق سنجی - کاوشگری
[برق و الکترونیک] اکتشاف 1. هر گونه نفوذ در محیط طبیعی ، زیر آب یا در جو ، برای مشاهده علمی و اندازه گیری . 2. تعیین عمق آب با طناب عمق سنج یا عمق یاب .
[زمین شناسی] عمق پیمایى ،تعمیق ، اندازه گیرى عمق - ضربه زدن به یک سقف برای فهمیدن امنیت آن برای کارکردن
[عمران و معماری] بالن گمانه
[برق و الکترونیک] شدت صوت انرژی صوتی ارسال شده در واحد زمان از واحد سطح که بر حسب ارگ بر ثانیه بر سانتی متر مربع یا وات بر سانتی متر بربع بیان می شود .
[نفت] پژواک سنج
[زمین شناسی] طناب عمق یاب ، سیم اندازه گیری ژرفای آب،خط برداشت - - رجوع شود به lead line (ژرفاسنج [گوی سربی که به ریسمان وصل است]). -
[زمین شناسی] دستگاه عمق یاب مکانیکى
[عمران و معماری] میله ژرفایابی - میله کاوشگری
[زمین شناسی] میله ژرفایابی ، میله کاوشگری
[آب و خاک] میله عمق یاب
[زمین شناسی] ماسه صوتی،ماسه صدادار - ماسه ای، معمولاً تمییز و خشک، که صدای موسیقایی، نجوایی یا قرچ قروچ (وقتی آشفته می شود) از خود گسیل می کند. مانند ماسه بیابانی که وقتی از وجه دامنه ای به پایین می لغزد از خود تولید می کند و یا ماسه ساحلی که وقتی زیر و رو شود یا بر روی آن قدم گذاشته شود، صدایی از خود ایجاد می کند. مثلاً: ماسه موسیقایی، ماسه غرّنده، ماسه غران، ماس ...

معنی کلمه sounding به انگلیسی

sounding
• measurement of water depth by means of a line and lead; measurements obtained by sounding with a lead and line; measurement of atmospheric conditions (meteorology)
• making a noise, producing a loud sound, resonant; making loud meaningless noises
sounding balloon
• unmanned balloon that carries instruments at a great height to make atmospheric measurements
sounding board
• board within a musical instrument which strengthens the sound; one who listens to new ideas and gives feedback for evaluation
• if you use someone as a sounding board, you discuss your ideas with them while you are working them out.
sounding brass
• words that are meaningless, comments or remarks that have no substance
sounding line
• measuring tape
sounding rod
• staff used as a yardstick, stick used to measure
sounding the alarm
• activating a warning system
high sounding
• high-sounding language or ideas seem very grand and important, although often they are not at all important.

sounding را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ماندانا بهرامی
باستان شناسی: گمانه زنی، سونداژ

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی sounding
کلمه : sounding
املای فارسی : سوندینگ
اشتباه تایپی : سخعدیهدل
عکس sounding : در گوگل

آیا معنی sounding مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )