انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 950 100 1

soundless

تلفظ soundless
تلفظ soundless به آمریکایی/ˈsaʊndləs/ تلفظ soundless به انگلیسی/ˈsaʊndləs/

معنی: ساکت، بی صدا، خاموش
معانی دیگر: صامت، بی آوا، بسیار ژرف، بی انتها، بی ته

بررسی کلمه soundless

صفت ( adjective )
مشتقات: soundlessly (adv.), soundlessness (n.)
• : تعریف: silent; quiet.
مشابه: noiseless, quiet, silent, still
صفت ( adjective )
• : تعریف: extremely deep, as water; unfathomable.

واژه soundless در جمله های نمونه

1. My bare feet were soundless over the carpet.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پاهای برهنه من روی فرش روی فرش بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پا برهنه من روی فرش بی صدا بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Above the mountain, eagles circled in soundless flight.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بر فراز کوه، عقاب‌ها در پرواز بی‌صدا چرخ می‌زدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در بالای کوه، عقاب ها در پرواز بی صدا پرواز کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Her lips parted in a soundless scream.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]لب‌هایش با فریادی بی‌صدا از هم جدا شدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]لب های او در یک فریاد بی صدا از هم جدا شدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. He motioned to Lissa and she caught his soundless urging and went with him out of the room.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به لیسا اشاره کرد و با اصرار او را گرفت و از اتاق بیرون رفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به لیسا رفت و او فریاد زد بی صدا و بیرون از اتاق رفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The rain had changed into a soundless light sprinkle.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قطرات ریز باران تبدیل به a بی‌صدا شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]باران به یک پراکنده نور بی صدا تبدیل شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. But then another soundless glance brought home the truth.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما بعد یک نگاه بی سرو صدا حقیقت را به خانه آورد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما بعد یک نگاه بی صدا به خانه حقیقت را آورد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The Spring Festivial is coming with the soundless footsteps.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بهار Spring با صدای بی صدایی می‌آید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Festivial بهار در حال آمدن است با پاهای بی صدا
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Hear the soundless. Learn it all, then forget it all.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به صدای آرام گوش کنید همه‌اش را یاد بگیر، پس همه چیز را فراموش کن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بشنو بی صدا همه چیز را یاد بگیرید، سپس همه را فراموش کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Laughing this soundless lubrication, Jingui such as oil spring!
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این روغن بی سرو صدا که مثل بهاری روغن می‌زند!
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خنده این روانکاری بدون صدا، Jingui مانند روغن بهار!
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. But it flutters down, soundless, hour after hour while we are asleep.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما بعد از یک ساعت، ساعتی بعد از یک ساعت به خواب فرو می‌رویم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما در حالی که ما خواب می بینیم، ساعت ها بعد از ساعت، بدون صدا می گذرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Motherly love is like a spring rain, soundless lubrication, long distant.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]عشق motherly مثل باران بهاری، بی سرو صدا و دور از دسترس است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]عشق مادری مانند یک باران باران، روانکاری بی صدا، طولانی دور است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The creek, still and soundless, is closed in by trees, hidden from the eyes of men.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نهر، آرام و بی‌صدا، در میان درختان بسته می‌شود و از چشم مردها پنهان است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رودخانه، هنوز و بدون صدا، در درختان بسته شده و از چشم مردان بسته شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Your soundless and stirless, poured into the bottom of my heart.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]صدای آرام و آرام تو در اعماق قلب من فرو ریخت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بی صدا و بی دردسر، به پایین قلب من ریخت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. It was a soundless noise, yet rushing and powerful.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]صدای بی صدایی بود، اما در عین حال تند و قوی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این یک سر و صدا بی صدا بود، اما عجله و قدرتمند است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف soundless

ساکت (صفت)
calm , acquiescent , quiet , silent , mute , soothed , imperturbable , still , stilly , dormant , noiseless , reticent , serene , soundless , soft-spoken
بی صدا (صفت)
dumb , quiet , silent , mute , atonic , noiseless , whist , consonantal , surd , soundless , voiceless
خاموش (صفت)
off , quiet , silent , still , extinct , whist , tacit , tight-lipped , tight-mouthed , extinguished , wordless , taciturn , uncommunicative , quiescent , soundless , relaxed

معنی کلمه soundless به انگلیسی

soundless
• silent, mute, having no sound; unfathomable, immeasurable, bottomless

soundless را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی soundless



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی soundless
کلمه : soundless
املای فارسی : سوندلس
اشتباه تایپی : سخعدیمثسس
عکس soundless : در گوگل


آیا معنی soundless مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )