انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 951 100 1

sovereignty

تلفظ sovereignty
تلفظ sovereignty به آمریکایی/ˈsɑːvrənti/ تلفظ sovereignty به انگلیسی/ˈsɒvrənti/

معنی: قدرت، سلطه، پادشاهی، حق حاکمیت
معانی دیگر: استقلال، خود استواری، خود فرمانی، خودمختاری، فرمانروایی، اقتدار، خسروی، خدیوی، والایی، والا مقامی، بلند مرتبگی، sovranty : سلطه

بررسی کلمه sovereignty

اسم ( noun )
حالات: sovereignties
(1) تعریف: supreme power or authority, esp. over a state or other political body.
مترادف: dominion, majesty, supremacy

- The U.S. federal government has sovereignty over the states.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] دولت فدرال آمریکا بر ایالات تسلط دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] دولت فدرال ایالات متحده حاکمیتی بر دولت دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: the power of self-government, with independence from outside control; autonomy.
مترادف: autonomy, self-government, self-rule
مشابه: freedom, independence, liberty, majesty

(3) تعریف: a state, territory, or other political body that governs itself.
مترادف: autonomy

واژه sovereignty در جمله های نمونه

1. his sovereignty is only titular
ترجمه سیطره‌ی او فقط رسمی است (نه در واقع).

2. political sovereignty
ترجمه حاکمیت سیاسی

3. to respect the sovereignty of even small countries
ترجمه نسبت به استقلال کشورهای کوچک هم احترام قایل بودن

4. then spain lost its sovereignty over puerto rico
ترجمه سپس اسپانیا حاکمیت خود بر پورتوریکو را از دست داد.

5. She says the sovereignty of the Crown must be preserved.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او می‌گوید که حاکمیت سلطنت باید حفظ شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او می گوید حاکمیت تاج باید حفظ شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Talks are being held about who should have sovereignty over the island.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مذاکرات در مورد اینکه چه کسی باید حق حاکمیت بر جزیره را داشته باشد، در حال انجام است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در مورد اینکه چه کسی باید حرمت این جزیره را داشته باشد، مذاکرات برگزار می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Demonstrators demanded full sovereignty for the self - proclaimed republic.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تظاهرکنندگان خواستار حاکمیت کامل برای جمهوری اعلام شدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تظاهرکنندگان خواستار حاکمیت کامل برای جمهوری خود اعلام کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The superpower often tramples on the independence and sovereignty of other countries.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ابر قدرت اغلب بر استقلال و حاکمیت کشورهای دیگر متمرکز است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این ابرقدرت اغلب به استقلال و حاکمیت کشورهای دیگر ختم می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. China's sovereignty and territorial integrity must not be infringed.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حق حاکمیت و تمامیت ارضی چین باید نقض شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حاکمیت چین و تمامیت ارضی نباید نقض شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. These people cherish their independence and sovereignty.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این افراد استقلال و حاکمیت خود را گرامی می‌دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این افراد استقلال و حاکمیت خود را حفظ می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. This constitutes an attack on the sovereignty of Parliament.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این یک حمله به حاکمیت پارلمان است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این یک حمله به حاکمیت پارلمان است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The treaty gave Edward III sovereignty over Calais and the whole of Aquitaine.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این عهدنامه به ادوارد سوم تسلط بر کاله و کل of را داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این معاهده به ارادت ادوارد سوم نسبت به کاله و کل آکتینیا منجر شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The sovereignty of these islands is in dispute.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حق حاکمیت این جزایر مورد مناقشه است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حاکمیت این جزایر در اختلاف است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Sovereignty was formally transferred on December 2
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حاکمیت در ۲ دسامبر رسما منتقل شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حاکمیت به طور رسمی در 2 دسامبر منتقل شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. China exercises sovereignty over Hong Kong.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چین بر هنگ‌کنگ حاکمیت دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چین حق حاکمیت در هنگ کنگ را دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف sovereignty

قدرت (اسم)
might , potency , power , authority , rod , zing , vigor , sovereignty , nerve , posse , vim , godown , staying power , puissance , strong arm , vis
سلطه (اسم)
power , domination , sovereignty , dominance , kingship , overlordship
پادشاهی (اسم)
sovereignty , kingdom , regality
حق حاکمیت (اسم)
sovereignty

معنی sovereignty در دیکشنری تخصصی

sovereignty
[حقوق] حق حاکمیت، استقلال
[حقوق] حاکمیت دولت در قلمرو خود

معنی کلمه sovereignty به انگلیسی

sovereignty
• supreme power; autonomy, self-rule, independence; self-governing state or territory
• sovereignty is the power that a country has to govern itself or to govern other countries.
sign of sovereignty
• symbol of independent rule, sign that represents independence
squatter sovereignty
• independence of settlers, self-rule of people who occupy a location

sovereignty را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی sovereignty

محدثه طیوری خواه ٠٢:٠٠ - ١٣٩٦/٠٥/٢٤
اختیار
|

حسن امامی ٢٣:٥٨ - ١٣٩٧/٠٩/١٥
اقتدار
|

حسن امامی ١٧:٥٣ - ١٣٩٧/٠٩/١٦
استقلال
|

arman ٢٣:١٨ - ١٣٩٨/٠٤/١٣
enthrone والامقام قدرت
|

arman ٢٣:١٩ - ١٣٩٨/٠٤/١٣
تجليل كردن
|

پیشنهاد شما درباره معنی sovereignty



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی sovereignty
کلمه : sovereignty
املای فارسی : سوریگنتی
اشتباه تایپی : سخرثقثهلدفغ
عکس sovereignty : در گوگل


آیا معنی sovereignty مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )