انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 899 100 1

بررسی کلمه spasm

اسم ( noun )
(1) تعریف: a sudden uncontrolled contraction of a muscle or group of muscles.
مشابه: contraction, convulsion, cramp, grip, pang, paroxysm, throe, tic, twinge, twitch

- A painful spasm in her calf caused her to drop out of the race.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] یک گرفتگی دردناک ناشی از آن باعث شد که او از مسابقه خارج شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] اسپاسم دردناک در گوساله او باعث شد تا او از رقابت خارج شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: any sudden or brief spell of vigorous activity, strong feeling, or the like.
مترادف: fit
مشابه: agony, conniption, convulsion, eruption, frenzy, outbreak, outburst, paroxysm, throe

- He went into a spasm of joy as he saw what was inside the box.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] وقتی دید که داخل جعبه است، دچار شادی و شادی شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او به عنوان یک فاجعه شادی رفت و دید که چه چیزی در داخل جعبه بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- Listening to these politicians sends me into spasms of rage.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] گوش دادن به این سیاستمداران منو به تشنج میندازه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] گوش دادن به این سیاستمداران من را به فتنه های خشم منتقل می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه spasm در جمله های نمونه

1. a spasm of antagonism
ترجمه فوران دشمنی

2. a spasm of coughing
ترجمه حمله‌ی سرفه

3. a spasm of intense fear
ترجمه حمله‌ی شدید ترس

4. He felt a spasm of panic sweeping over him.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]موجی از وحشت وجودش را فرا گرفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او احساس اسپاسم ناخوشایندی را بر سر او کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. When the spasm passed, it left him weak and sweating.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وقتی انقباض از بین رفت، او را ضعیف و عرق کرده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]وقتی اسپاسم گذشت، او ضعیف و عرق می کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. A muscular spasm in the coronary artery can cause a heart attack.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یه گرفتگی عضلانی در عروق کرونر میتونه باعث حمله قلبی بشه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اسپاسم عضلانی در عروق کرونر می تواند یک حمله قلبی ایجاد کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. A spasm of pain contorted his face.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]لرزشی از درد چهره‌اش را درهم کشید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اسپاسم درد ناشی از چهره اش بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Maggie felt a muscle spasm in her back.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مگی احساس کرد که عضلات پشتش منقبض شده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مگی احساس اسپاسم عضلانی در پشتش داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The injection sent his leg into spasm .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تزریق پایش به تشنج افتاد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تزریق پا را به اسپاسم فرستاد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. A spasm of pain crossed his normally tranquil features.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]لرزشی از درد بر چهره آرام او نقش بست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اسپاسم درد از ویژگی های معمولی آرام آن عبور کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. A spasm of pain brought his thoughts back to the present.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]موجی از درد افکارش را به زمان حال بازگشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اسپاسم درد، افکار خود را به حال حاضر آورد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Tom's jaw muscles had gone into spasm .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]عضلات آرواره تام منقبض شده‌بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]عضلات شکم تام به اسپاسم رسیده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. He kicked the chair in a spasm of impatience.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او با بی‌حوصلگی روی صندلی لگد زد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او صندلی را در یک اسپاسم بی قراری لگد زد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. She felt a muscle spasm in her back.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]احساس کرد که عضلات پشتش منقبض می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او احساس اسپاسم عضلانی در پشت او را تجربه کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. It was probably due to muscle spasm and ligament strain, possibly as a result of lack of general fitness and poor sleep.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]احتمالا به خاطر انقباض عضلانی و کشش رباط، احتمالا به علت عدم تناسب اندام و خواب ضعیف بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]احتمالا به علت اسپاسم عضلانی و فشار انسداد رباط، احتمالا ناشی از عدم آمادگی عمومی و خواب ضعیف است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف spasm

تشنج (اسم)
fit , tension , convulsion , hysteria , paroxysm , spasm , tenseness , tensity , tetanus , yank
تشنج موضعی (اسم)
gripe , spasm
شنجه (اسم)
spasm
الت تشنج و اضطراب (اسم)
spasm

معنی کلمه spasm به انگلیسی

spasm
• sudden involuntary contraction of a muscle or muscles, convulsion, cramp; sudden outburst of intense activity
• a spasm is a sudden tightening of your muscles which you cannot control.
• you can refer to an unpleasant feeling which lasts for a short time as a spasm of that feeling.
muscle spasm
• condition of pain when the body is in motion that is created as a result of the stretching of muscles

spasm را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی spasm

ebitaheri@gmail.com ١٢:٠٦ - ١٣٩٨/٠٢/٠٥
گرفتگی ماهیچه ، گرفتگی اندام
|

پیشنهاد شما درباره معنی spasm



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی spasm
کلمه : spasm
املای فارسی : اسپاسم
اشتباه تایپی : سحشسئ
عکس spasm : در گوگل


آیا معنی spasm مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )