برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1287 100 1

speculation

/ˌspekjəˈleɪʃn̩/ /ˌspekjʊˈleɪʃn̩/

معنی: خیال، فکر، احتکار، تفکر و تعمق، زمین خواری، سفته بای
معانی دیگر: گمان پردازی، خرد پردازی، گمانه زنی، حدس و قیاس، نگرورزی، زمین بازی، سفته بازی، معاملات سهام، خرید و فروش، سرمایه گذاری مخاطره آمیز (ولی با احتمال سود زیاد)

بررسی کلمه speculation

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act or process of thinking, wondering, or guessing about something.
مشابه: conjecture, guess

- The reason for the teacher's sudden firing was a subject of much speculation.
[ترجمه ابراهیم اسدپور] علت تشر زدن ناگهانی معلم تا حد زیادی شک برانگیز و نا مشخص بود.
|
[ترجمه محمد] دلیل اخراج ناگهانی معلم موضوع بسیاری از گمانه زنی ها شده بود
|
[ترجمه ترگمان] دلیل اخراج ناگهانی معلم موضوع گمانه‌زنی‌های زیادی بود
[ترجمه گوگل] علت شلیک ناگهانی معلم موضوع بسیار گمانه زنی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a conclusion, often tentative or hypothetical, that results from such an act or process.
مشابه: conjecture, surmise, theory

(3) تعریف: a risky business venture or investment that offers the possibility of high ...

واژه speculation در جمله های نمونه

1. speculation about the distant future is useless
گمان‌پردازی درباره‌ی آینده‌ی دراز مدت بی فایده است.

2. Speculation centred on a likely bid price of 380p a share.
[ترجمه ترگمان]احتکار بر روی قیمت پیشنهادی ۳۸۰ میلیون دلار متمرکز بوده‌است
[ترجمه گوگل]گمانه زنی بر اساس یک پیشنهاد سهم احتمال 380 پوند است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Speculation is rife that he will be sacked.
[ترجمه ترگمان]احتکار شایع است که او اخراج خواهد شد
[ترجمه گوگل]گمانه زنی های فراوانی است که او را اخراج خواهد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Mr Wakeham dismissed the reports as speculation.
[ترجمه ترگمان]آقای Wakeham گزارش‌ها را به عنوان گمانه‌زنی رد کرد
[ترجمه گوگل]آقای ویکاهم این گزارش را به عنوان گمانه زنی رد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Speculation was rife as to whom the prince might marry.
[ترجمه ترگمان]Speculation با Speculation که شاهزاده ممکن بود ...

مترادف speculation

خیال (اسم)
illusion , fiction , impression , vision , apparition , deliberation , intention , guess , thought , design , fancy , idea , notion , imagination , phantom , ghost , mind , meditation , plan , whim , whim-wham , reverie , cogitation , hallucination , figment , dream , simulacrum , spectrum , fantom , speculation , phantasma , wraith
فکر (اسم)
opinion , intent , intention , thought , idea , notion , concept , speculation
احتکار (اسم)
hoard , hoarding , speculation
تفکر و تعمق (اسم)
speculation
زمین خواری (اسم)
speculation
سفته بای (اسم)
speculation

معنی speculation در دیکشنری تخصصی

معنی کلمه speculation به انگلیسی

speculation
• contemplation, deliberation; conjecture, hypothesis; act of engaging in risky business transactions; buying and selling of commodities in order to profit from market fluctuations

speculation را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سعید
نظر
فاطمه
سرمایه گذاری
حسین رحمانی
فرانگری
مهدی صباغ
حدس
تخمین
بر آورد
امیرحسین
سوداگری
محدثه فرومدی
گمانه‌پردازی
مجتبی
سوداگری
آرش اکبری
گمانه زنی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی speculation
کلمه : speculation
املای فارسی : سپکولتین
اشتباه تایپی : سحثزعمشفهخد
عکس speculation : در گوگل

آیا معنی speculation مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )