انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 921 100 1

معنی spread spectrum در دیکشنری تخصصی

spread spectrum
[کامپیوتر] طیف گسترده - روش انتقال رادیویی که در آن با ترتیبی اتفاقی و از قبل تعیین شده ،فرکانسها چند بار در ثانیه تغییر می کنند. گیرنده ترتیب را شناخته و تغییرات فرکانس را پیگیری می کند. این روش موجب حذف تداخل می شود، زیرا دو گیرنده هرگز در یک لحظه فرکانس یکسانی نخواهند بود. چنین روشی موجب نوعی امنیت هم می شود، زیرا بدون دانستن ترتیب فرکانسها ،تقریباً نمی توان سیگنال را تفسیر کرد. نگاه کنید به wireless communication .
[برق و الکترونیک] مدوله سازی طیف - گسترده روش مدوله سازی که باند عادی باریکی از بسامدهای ارسالی را روی باند پهنی ( بیش از 10 برابر و پهن تر ) با محتوی انرژی کمتر ، پخش کند تا نویز و تداخل را به حداقل برساند. سپس این باند در گیرنده به صورت باند بسامدی باریک اولیه فشرده می شود. این روش در رادار حفاظت ایمنی ضد همهمه یا احتمال جاسوسی کمتری را فراهم می کند.

spread spectrum را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی spread spectrum

اميد يعقوبيان ١٦:١٥ - ١٣٩٦/٠٧/١٦
طيف گسترده
|

پیشنهاد شما درباره معنی spread spectrum



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

نیما > functional
فامی > عقاب
مرضیه > کمیلا
مرضیه > کمیل
لادن فخر سعادت > soon after
مهشید > مهشید
ب. الف. بزرگمهر > حقانیت
نیما > Functional

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر



آیا معنی spread spectrum مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )