برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1286 100 1

springtime

/ˈsprɪŋˌtaɪm/ /ˈsprɪŋtaɪm/

معنی: فصل بهار، جوانی، شباب، بهار زندگانی
معانی دیگر: بهاران

بررسی کلمه springtime

اسم ( noun )
(1) تعریف: the season of spring.
مشابه: spring

(2) تعریف: the first stage or period.
متضاد: evening

- the springtime of her career
[ترجمه ترگمان] فصل بهار شغلی او
[ترجمه گوگل] بهار زندگی حرفه ای او
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه springtime در جمله های نمونه

1.
بهاران،هنگام بهار

2. Many birds mate in the springtime.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از پرندگان در فصل بهار رفیق می‌شوند
[ترجمه گوگل]بسیاری از پرندگان در فصل بهار متمادی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The sap rises in trees in springtime.
[ترجمه ترگمان]شیره درخت در بهار رشد می‌کند
[ترجمه گوگل]ساقه در بهار درختان افزایش می یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. It was springtime and the fruit trees were in bud.
[ترجمه ترگمان]بهار بود و درختان میوه در غنچه بودند
[ترجمه گوگل]بهار بود و درختان میوه در جوانه بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. At springtime this river always overruns.
[ترجمه ترگمان]در بهار این رودخانه همیشه overruns است
[ترجمه گوگل]در فصل بهار این رودخانه همیشه سرازیر می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف springtime

فصل بهار (اسم)
spring , springtime
جوانی (اسم)
youth , springtime
شباب (اسم)
youth , springtime
بهار زندگانی (اسم)
springtime

معنی کلمه springtime به انگلیسی

springtime
• spring, season prior to summer
• springtime is the period of time during which spring lasts.
springtime of life
• youth, childhood, beginning of life

springtime را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فواد بهشتی
بهاری

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی springtime
کلمه : springtime
املای فارسی : سپرینگتیم
اشتباه تایپی : سحقهدلفهئث
عکس springtime : در گوگل

آیا معنی springtime مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )