برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1282 100 1

standardised

واژه standardised در جمله های نمونه

1. We also calculated standardised mortality ratios for all hypertensive patients.
[ترجمه ترگمان]ما همچنین نسبت‌های مرگ و میر را برای تمام بیماران با فشار خون فشار خون بالا محاسبه کردیم
[ترجمه گوگل]ما همچنین نسبت مرگ و میر استاندارد شده را برای همه بیماران مبتلا به فشار خون بالا محاسبه کردیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Between the two extremes of standardised and non-standardised interviews is the large category of semi-structured interviews.
[ترجمه ترگمان]بین دو حد افراطی و غیر استاندارد، مقوله بزرگ مصاحبه نیمه ساختاریافته است
[ترجمه گوگل]بین دو افراط مصاحبه های استاندارد شده و غیر استاندارد، دسته های بزرگ مصاحبه نیمه ساختار یافته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. These men also had the highest standardised mortality ratio for all causes of death.
[ترجمه ترگمان]این مردان همچنین دارای بالاترین میزان مرگ و میر استاندارد برای همه علل مرگ بودند
[ترجمه گوگل]این مردان همچنین دارای بالاترین میزان مرگ و میر استاندارد شده برای همه علل مرگ بوده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. It is therefore crucial to includ ...

معنی کلمه standardised به انگلیسی

standardised
• made to conform with a standard, adhering to standards, having basic rules or protocols (also standardized)

standardised را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mohebizadeh
استاندارد سازی شده
گلی افجه
میزان تعیین شده (معیار)
محدثه فرومدی
استانداردشده، برسنجیده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی standardised مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )