برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1357 100 1

stateless

/ˈsteɪtləs/ /ˈsteɪtləs/

معنی: بی وطن، بی دولت، بی شکوه، بی وقار
معانی دیگر: بی خانمان، فاقد ملیت، بی کشور

بررسی کلمه stateless

صفت ( adjective )
• : تعریف: having no official nationality.

واژه stateless در جمله های نمونه

1. If I went back I'd be a stateless person.
[ترجمه ترگمان]اگه برگردم، یه آدم بی stateless میشم
[ترجمه گوگل]اگر به عقب برگردم، می خواهم فردی بیگناه باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The remainder are stateless or nationals from elsewhere.
[ترجمه ترگمان]بقیه افراد بدون تابعیت و یا اتباع کشورهای دیگر هستند
[ترجمه گوگل]باقیمانده بیگناهان یا اتباع دیگران هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. All stateless individuals are presumed to be lawless vagabonds.
[ترجمه ترگمان]فرض می‌شود که همه افراد بدون تابعیت، vagabonds بی‌قانون باشند
[ترجمه گوگل]همه افراد بی خانمان به عنوان بیگانه های بی قانونی ادعا می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Millions of refugees remain stateless.
[ترجمه ترگمان]میلیون ها پناهنده بدون تابعیت باقی مانده‌اند
[ترجمه گوگل]میلیون ها پناهنده بیگناه باقی می مانند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف stateless

بی وطن (صفت)
stateless
بی دولت (صفت)
stateless
بی شکوه (صفت)
stateless
بی وقار (صفت)
stateless

معنی کلمه stateless به انگلیسی

stateless
• lacking citizenship, lacking nationality; having no state
• a person who is stateless is not a citizen of any country and therefore has no nationality.

stateless را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهدی کاظمی
فاقد ملیت
بی کشور
ata
(در کامپیوتر)
مستقل از وضعیت
البرز
بی شکل، فاقد کیفیت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی stateless
کلمه : stateless
املای فارسی : ستتلس
اشتباه تایپی : سفشفثمثسس
عکس stateless : در گوگل

آیا معنی stateless مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )