برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1285 100 1

steadiness

واژه steadiness در جمله های نمونه

1. Accuracy and steadiness under pressure are more important than the ability to produce the odd unplayable ball.
[ترجمه ترگمان]دقت و ثبات تحت فشار از توانایی تولید توپ غیر عادی مهم‌تر هستند
[ترجمه گوگل]دقت و استحکام تحت فشار مهمتر از توانایی تولید یک توپ غیر قابل بازی در بازی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Making our enterprise become to the steadiness, vigour, strongest and bigness.
[ترجمه ترگمان]عزم و اراده ما به ثبات، قدرت، قوی‌ترین و به‌درشتی تبدیل شده‌است
[ترجمه گوگل]ساختن سازمانی ما به پایداری، قدرت، قوی و نیرومند تبدیل شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Steadiness and firmness were the most outstanding characters of Zhang Jian.
[ترجمه ترگمان]Steadiness و سفتی، برجسته‌ترین شخصیت‌های ژانگ Jian بودند
[ترجمه گوگل]استقامت و استحکام برجسته ترین شخصیت های ژانگ جیان بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. That reverse journey begins with the steadiness and forthrightness we apply in our meditation. Here we become familiar with bravery free of deception—no hidden corners in our mind or our life.
...

معنی steadiness در دیکشنری تخصصی

[سینما] پیوستگی / یکنواختی
[سینما] پیوستگی و یکنواختی - پیوستگی و یکنواختی

معنی کلمه steadiness به انگلیسی

steadiness
• stability, firmness; sureness; constancy, regularity; calmness; reliability; resoluteness

steadiness را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فواد بهشتی
پایداری، استواری - استحکام، قدرت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی steadiness مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )