برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1292 100 1

stowage

/ˈstoʊɪdʒ/ /ˈstəʊɪdʒ/

معنی: تنگ هم چینی، اجرت تنگ هم چیدن کالا
معانی دیگر: در انبار گذاری، نگهداری در انبار، محل انبار کردن، نهشتگاه، انبار، هزینه ی انبار داری، کرایه ی انبار

بررسی کلمه stowage

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act or process of stowing, or the condition or manner of being stowed.

(2) تعریف: the room or area available for holding stowed goods.

(3) تعریف: goods stowed or to be stowed.

(4) تعریف: a fee for stowing.

واژه stowage در جمله های نمونه

1. Stowage is provided in lined lockers beneath the berths.
[ترجمه ترگمان]در زیر اسکله، in با آستر آستر شده فراهم شده‌است
[ترجمه گوگل]انبارداری در قفسه های تحت پوشش در زیر اسکله ها ارائه می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Aft of him was stowage space for a collapsible dinghy, maintenance platforms and a spare propeller!
[ترجمه ترگمان]یکی از آن‌ها فضایی برای قایق‌های پارویی کوچک، سکوهای نگهداری و یک پروانه یدکی بود
[ترجمه گوگل]از طرف او، فضای ذخیره سازی برای یک اسکله قابل شستشو، پلت فرم تعمیر و نگهداری و پروانه ی یدکی بود!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The removable zip bag stowage between the front seats has gone.
[ترجمه ترگمان]زیپ کیسه‌خواب که بین صندلی جلو بود ناپدید شده بود
[ترجمه گوگل]صندوق پستی قابل جابجایی بین صندلی های جلو رفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The boot is decently sized, too, and internal stowage space is generous.
[ترجمه ترگمان]چکمه هم به اندازه کافی سایز بالا است و فضای داخلی stowage هم generous است
[تر ...

مترادف stowage

تنگ هم چینی (اسم)
stowage
اجرت تنگ هم چیدن کالا (اسم)
stowage

معنی کلمه stowage به انگلیسی

stowage
• act of stowing; cargo to be stowed; storage area; price charged for storing goods

stowage را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سجاد مصلحی
انبارش

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی stowage
کلمه : stowage
املای فارسی : ستوگ
اشتباه تایپی : سفخصشلث
عکس stowage : در گوگل

آیا معنی stowage مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )