برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1287 100 1

structural

/ˈstrəkt͡ʃərəl/ /ˈstrʌkt͡ʃərəl/

معنی: ساختمانی، وابسته به ساختمان، وابسته به بنا
معانی دیگر: ساختاری، ساختی، وابسته به بنایی

بررسی کلمه structural

صفت ( adjective )
مشتقات: structurally (adv.)
(1) تعریف: of or pertaining to construction or structures.
مشابه: constructive, formal

- The storm blew off many shingles from the roof, but there was no structural damage to the house.
[ترجمه ترگمان] این طوفان، بسیاری از shingles را از پشت بوم منفجر کرده بود، اما هیچ اسیبی به خانه نرسیده بود
[ترجمه گوگل] طوفان بسیاری از لبه های سقف را از سقف منفجر کرد، اما هیچ ساختمان ساختاری برای خانه وجود نداشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- They are studying the structural aspects of the language and are given little practice in speaking.
[ترجمه ترگمان] آن‌ها جنبه‌های ساختاری زبان را مطالعه می‌کنند و در صحبت از آن‌ها کمی تمرین می‌کنند
[ترجمه گوگل] آنها در حال بررسی جنبه های ساختاری زبان هستند و در صحبت کردن کمی عمل می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: used in or essential to construction.

واژه structural در جمله های نمونه

1. structural complexity
پیچیدگی ساختاری

2. structural steel
تیر فولادی ساختمان (ساختمانی)

3. the structural integrity of an aircraft
استحکام ساختمانی هواپیما

4. the structural stability of the bridge
استحکام پل از نظر ساختار

5. Storms have caused structural damage to hundreds of homes.
[ترجمه ترگمان]طوفان باعث آسیب ساختاری به صدها خانه شده‌است
[ترجمه گوگل]طوفان موجب آسیب ساختاری به صدها خانه شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The earthquake caused minor structural damage.
[ترجمه ترگمان]زلزله خسارات ساختمانی اندکی به بار آورد
[ترجمه گوگل]زمین لرزه باعث آسیب ساختاری جزئی شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. There have been some fundamental structural changes in society.
[ترجمه ترگمان]برخی تغییرات ساختاری اساسی در جامعه وجود داشته‌است
[ترجمه گوگل]برخی از تغییرات اساسی ساختاری در جامعه وجود داشته است
[ترجمه شما] ...

مترادف structural

ساختمانی (صفت)
building , architectonic , structural , constructional , constructive
وابسته به ساختمان (صفت)
structural
وابسته به بنا (صفت)
structural

معنی عبارات مرتبط با structural به فارسی

(شیمی - فرمولی که ترتیب اتم های ملکول را نشان می دهد) فرمول ساختاری
زبان شناسی ساختاری، زبان شناسی ساخت گرا
منطق ساختی
تیر فولاد یا اهن ساختمانی

معنی structural در دیکشنری تخصصی

structural
[عمران و معماری] ساختمانی
[برق و الکترونیک] ساختاری
[ریاضیات] ساختاری
[پلیمر] سازه ای، ساختی
[زمین شناسی] سازگاری ساختمانی - عنوانی که توسط سالیسبوری (1904) برای آرایش مجدد زهکشی یک منطقه طوری که با ساختار زمین شناسی منطقه هماهنگ شود پیشنهاد داده شده است. خصوصاً جریان یافتن رودها در امتداد چینه ها. - مقایسه شود با: topographic adjustment (تنظیم یا سازگاری توپوگرافی).
[عمران و معماری] سازه ای - تحلیل سازه - آنالیز سازه - تجزیه و تحلیل ساختمانی - آنالیز دستگاه ساختمانی - تجزیه ساختمان
[نفت] بر امدگی ساختاری
[خاک شناسی] بارساختمانی
[عمران و معماری] بتن ساختمانی - بتن سازه ای
[ریاضیات] ثابت ساختاری
[نفت] نقشه ساختاری
[عمران و معماری] ترک ساختمانی
[معدن] معیارهای ساختاری (عمومی اکتشاف)
[عمران و معماری] خسارت ناشی از خرابی ساختمان

معنی کلمه structural به انگلیسی

structural
• of or pertaining to structure; having a structure; part of a structure; used in building
• structural is used to describe an aspect of the structure of something.
structural formula
• expanded chemical formula detailing the connections of atoms and groups of atoms and their type and number
structural linguistics
• classification of permanent structures and formations in a language
structural unemployment
• unemployment caused by changes in industry techniques (automation, abandoning a certain production method, etc.) that results in a decreased demand for employees (economics)

structural را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فواد بهشتی
ساختاری، بنیانی، ترکیبی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی structural
کلمه : structural
املای فارسی : ستروکتورل
اشتباه تایپی : سفقعزفعقشم
عکس structural : در گوگل

آیا معنی structural مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )