انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 892 100 1

بررسی کلمه suckling

اسم ( noun )
• : تعریف: a young child or animal that has not yet been weaned.

واژه suckling در جمله های نمونه

1. suckling is an instinct in mammals
ترجمه شیر خوردن از پستان (مادر) غریزه‌ی جانوران پستاندار است.

2. We watched the cow suckling her calves.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دیدیم که گاو گوساله بچه‌اش را بغل می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما تماشا کردیم که گوساله را شیرین کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Suckling is an instinct in mammals.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ساکلینگ به نوعی غریزه در پستانداران است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Suckling غریزه در پستانداران است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. A young woman suckling a baby is one of life's most natural and delightful scenes.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک زن جوان در حال شیر دادن بچه است، یکی از جالب‌ترین و natural صحنه‌های زندگی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک زن جوان که یک کودک شیرین است یکی از صحنه های طبیعی و لذت بخش زندگی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The main course of the feast was roast suckling pig.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مسیر اصلی جشن کباب شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جشن اصلی جشن تولدت مبارک بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Suckling me where your mouth suckled?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به من بگو که دهان تو از کجا شیر می‌خورد؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به من زده که دهان شما خوردن؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. If left untreated, they stop suckling and quickly get weakened.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگر درمان نشود، شیر را رها می‌کنند و به سرعت ضعیف می‌شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر درمان نباشند، آنها متوقف می شوند و به سرعت تضعیف می شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. While females are reproducing and suckling, males remain programmed to hunt and to defend their patch against predators.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در حالی که ماده‌ها تولید می‌کنند و شیر می‌دهند، مردان برای شکار برنامه‌ریزی‌شده و برای دفاع از توده خود در برابر شکارچیان برنامه‌ریزی می‌شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در حالیکه زنان در حال تولید و شیردهی هستند، پسران به طور شگفت انگیزی برنامه ریزی می شوند و از پچ خود در برابر شکارچیان دفاع می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Their tails wiggle furiously like suckling piglets in their effort to hold against a current many times bigger than them.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دنباله آن‌ها مانند شیر بچه خوک در تلاش آن‌ها برای نگه داشتن در برابر جریانی که چند برابر بزرگ‌تر از آن‌ها بود تکان می‌خوردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دمیدن آنها به طرز وحشیانه ای مثل خوک های شیرخوار در تلاش برای نگه داشتن آنها در برابر چندین بار بزرگتر از آنها است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The suckling pup may also be infected by ingestion of L3 in the milk during the first three weeks of lactation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]توله شیر نیز ممکن است به خاطر مصرف ماهی در شیر در طول سه هفته اول شیردهی، آلوده شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]توله سگ ممکن است در طی سه هفته اول شیردهی با مصرف L3 در شیر نیز آلوده شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. For instance, an adult female will purr while suckling her kittens and when she courts a male.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برای مثال، یک زن بالغ، در حالی که به گربه او شیر می‌دهد، به خواب می‌رود و وقتی که او یک مرد است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به عنوان مثال، یک زن بالغ هنگام شیر دادن بچه گربه ها و هنگامی که او مرد مردد است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Can Fabes' menu features dishes such as suckling pig served with lobster and lamb with figs.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]منوی Fabes می‌تواند شامل غذاهایی مانند خوک شیر خوک باشد که با خرچنگ و بره همراه با figs سرو کار دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]منوی فاکس می تواند ظروف مانند شام شیرین با خرچنگ و بره با انجیر خدمت کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The famous dish is Castilla's roast pig, smoked suckling pig with herbs, cut with a plate, and then smashes the plate is the traditional custom.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]غذای معروف گوشت خوک بریان است، گوشت خوک را با گیاهان می‌مکد و بشقاب را با یک بشقاب می‌برید و بعد بشقاب را به هم می‌کوبد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ظرف مشهور، خوک کبابی کستیللا، خوک دودی شیرین با گیاهان است، برش با یک بشقاب، و سپس سفت کردن این صفحه سفارشی سنتی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Roast suckling pig is served for New Year's in Cuba, Spain, Portugal, Hungary, and Austria—Austrians are also known to decorate the table with miniature pigs made of marzipan.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خوک شیر گوساله برای سال نو در کوبا، اسپانیا، پرتغال، مجارستان، و اتریش - اتریشی نیز برای تزئین میز با خوک‌های کوچکی که از marzipan ساخته شده‌اند، استفاده می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خوک شام سوسن برای سال نو در کوبا، اسپانیا، پرتغال، مجارستان و اتریش-اتریشی ها نیز شناخته شده اند که میز را با ماری جوانه های کوچک ساخته شده از مارزیفان تزئین می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Barbecued Suckling Pig is a dish that can't be missed in a Chinese Restaurant or Banquet in Singapore; it represents the high status of the host.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رستوران barbecued یک ظرفی است که در رستوران یا مهمانی چینی در سنگاپور مورد غفلت قرار نمی‌گیرد؛ این رستوران جایگاه بالایی میزبان را نشان می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خوک کبابی قارچ یک ظرف است که نمی تواند در یک رستوران یا مهمانی چینی در سنگاپور از دست رفته باشد؛ این نشان دهنده وضعیت بالا میزبان است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف suckling

کودک شیر خوار (اسم)
suckling

معنی suckling در دیکشنری تخصصی

suckling
[علوم دامی] شیر خواری

معنی کلمه suckling به انگلیسی

suckling
• infant or young animal that is not yet weaned
suckling child
• child who is breast fed

suckling را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی suckling

ebitaheri@gmail.com ٢٢:١١ - ١٣٩٨/٠٢/١٩
شیرآوری
|

پیشنهاد شما درباره معنی suckling



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی suckling
کلمه : suckling
املای فارسی : سوککلینگ
اشتباه تایپی : سعزنمهدل
عکس suckling : در گوگل


آیا معنی suckling مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )