برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1285 100 1

sum up

/sʌm ʌp/ /sʌm ʌp/

معنی: خلاصه کردن، خلاصه نمودن
معانی دیگر: 1- جمع بستن، سرجمع کردن، هم امد کردن 2- خلاصه کردن، کوته وار کردن 3- (قاضی) شواهد و ادله ی پرونده را خلاصه کردن، به طور خلاصه شرح دادن 4- (به وضع و غیره) پی بردن، برداشت کلی پیدا کردن، (عامیانه) خلاصه سازی، کوته وار سازی

بررسی کلمه sum up

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to restate concisely; summarize.
مترادف: abstract, epitomize, summarize, synopsize
مشابه: outline, recapitulate, review, tally

- The lawyer summed up his arguments to the jury.
[ترجمه ترگمان] وکیل استدلال‌های خود را برای هیئت‌منصفه شرح داد
[ترجمه گوگل] وکیل استدلال های خود را به هیئت منصفه خلاصه کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه sum up در جمله های نمونه

1. We can sum up the main point of the lesson in three sentences.
[ترجمه ترگمان]ما می‌توانیم نکته اصلی درسی را در سه جمله جمع‌بندی کنیم
[ترجمه گوگل]ما می توانیم کل اصل درس را در سه جمله خلاصه کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. These ten books sum up this year's production.
[ترجمه ترگمان]این ده کتاب در سال جاری تولید می‌شوند
[ترجمه گوگل]این ده کتاب مجموع تولید سال جاری است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Four short words sum up what has lifted most successful individuals above the crowd: a little bit more.
[ترجمه امین] چهار کلمه کوتاه خلاصه آنچه که موفق ترین افراد را در بالای جمع بالا برده است: کمی ذره ای بیشتر.|
[ترجمه ترگمان]چهار کلمه خلاصه چیزی که موفق‌ترین افراد بالای سر جمعیت را از بین برد: کمی بیشتر
[ترجمه گوگل]چهار اصطلاح خلاصه آنچه را که بیشترین افراد موفق را در بالای جمعیت به سر می برد کمی بیشتر می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسی ...

مترادف sum up

خلاصه کردن (فعل)
abridge , brief , sum up , summarize , make an abstract , epitomize , foreshorten , make a resume
خلاصه نمودن (فعل)
sum up

معنی کلمه sum up به انگلیسی

sum up
• figure out the total, compute the sum total; wrap things up, draw something to a close
to sum up
• to total, to add up

sum up را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مرجان میری لواسانی
جمع آوری کردن
تجمیع کردن
ایما محسنی
خلاصه کردن
جمع بندی
مهدی صباغ
خلاصه کردن
سرجمع کردن
جمع بندی کردن
به طور خلاصه بیان کردن
مختصر و مفید صحبت کردن
Elyas
To sum up he was bad guy خلاصه اینکه مرد بدی بود برای خلاصه ی خلاصه کردن از این شکل استفاده میکنیم
Amila
خلاصه،نتیجه،جمع بندی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی sum up
کلمه : sum up
املای فارسی : سوم آاپ
اشتباه تایپی : سعئ عح
عکس sum up : در گوگل

آیا معنی sum up مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )