انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 922 100 1

واژه supremely در جمله های نمونه

1. Only someone supremely selfish won't lose their self in love.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تنها کسی که بین‌هایت خودخواه است، خود را در عشق از دست نمی‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تنها کسی که خودخواهی می کند عشق خود را از دست نمی دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Iris Murdoch was regarded by many as a supremely good and serious writer.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ایریس مرداک از سوی بسیاری به عنوان یک نویسنده فوق‌العاده خوب و جدی مورد توجه قرار گرفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ایرویز مرداک توسط بسیاری به عنوان یک نویسنده فوق العاده خوب و جدی در نظر گرفته شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. I consider a supremely beautiful gesture.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] من یه حرکت فوق‌العاده زیبا رو در نظر می‌گیرم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من یک ژست فوق العاده زیبا را در نظر می گیرم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Wales are supremely confident of winning the match.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ولز از پیروزی در مسابقه بسیار مطمئن است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ولز اعتماد به نفس فوق العاده ای در برنده شدن در مسابقه دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. They managed it all supremely well.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همه چیز را به نحو احسن حل و فصل کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها همه چیز را به خوبی انجام دادند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Kim was supremely confident of his position and the ascendency of his self-reliant juche ideology.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کیم نسبت به موقعیت خود و سلطه ایدئولوژی juche متکی بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کیم از مقام و قیام ایدئولوژیک خود به خود وابسته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. He is shy and softly spoken but supremely confident in his ability.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او خجالتی و آهسته صحبت می‌کند اما در توانایی او بین‌هایت اعتماد به نفس دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او خجالتی است و به آرامی صحبت می کند اما به شدت با توانایی هایش اعتماد به نفس دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. They were supremely confident that we would achieve the result.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها از این که ما به نتیجه برسیم بسیار مطمئن بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها فوق العاده اعتماد به نفس داشتند که ما به نتیجه می رسیدیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. At work, Diane was a supremely confident executive.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در کار، دایان یک مدیر با اعتماد به نفس یافته بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در دایان، مدیر اجرایی بسیار با اعتماد به نفس بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. They are supremely intelligent and although quick to learn, they tire of new tricks easily.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها بسیار باهوش هستند و اگر چه سریع یاد بگیرند، به راحتی از حقه جدید خسته می‌شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها فوق العاده هوشمند هستند و اگرچه سریع به یاد می آورند، آنها به راحتی از ترفندهای جدید استفاده می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. They believed their perspective to be supremely superior because it was far more modern.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها معتقد بودند که چشم‌انداز آن‌ها از این لحاظ بهتر است چرا که بسیار مدرن بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها اعتقاد داشتند که چشم اندازشان فوقالعاده برتر است، زیرا مدرن تر بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. He's young, supremely talented and an integral part of a successful, high profile side.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او جوان است، فوق‌العاده با استعداد است و بخش کاملی از یک جنبه موفق و موفق را دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او جوان، فوق العاده با استعداد و بخش جدایی ناپذیر از یک طرف موفقیت آمیز است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. How did they come to take the supremely efficient forms did take?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چگونه آن‌ها برای گرفتن فرم‌های بسیار کارآمد به اینجا آمده بودند؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها چگونه فرم های فوق العاده کارآمد را به دست آوردند؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. He was one of the most supremely stupid men I have ever met.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او یکی از the مردانی بود که تا به حال دیده‌ام
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او یکی از مردان بسیار احمقانه ای بود که تا به حال دیدم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه supremely به انگلیسی

supremely
• in a supreme manner

supremely را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی supremely



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی supremely
کلمه : supremely
املای فارسی : سوپرملی
اشتباه تایپی : سعحقثئثمغ
عکس supremely : در گوگل


آیا معنی supremely مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )