برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1325 100 1

survey

/sərˈveɪ/ /səˈveɪ/

معنی: براورد، ممیزی، بررسی، زمینه یابی، مطالعه مجمل، بردید، بازدید، نقشه برداری، پیمودن، ممیزی کردن، مساحی کردن، بررسی کردن، بازدید کردن
معانی دیگر: (بادقت) بررسی کردن، زمینه یابی کردن، همایش کردن، برنگریستن، رونگری کردن، برانداز کردن، برنگری کردن، نقشه برداری کردن، زمین پیمایی کردن، مساحت کردن، پیمایش کردن

بررسی کلمه survey

اسم ( noun )
حالات: surveys
(1) تعریف: the act of determining the shape, area, and elevation of a piece of land.
مترادف: mapping

- They did a survey of the property.
[ترجمه ترگمان] آن‌ها بررسی ملک را انجام دادند
[ترجمه گوگل] آنها یک بررسی از املاک انجام دادند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: the report, usu. in the form of a map or description, that results from such an act.

- We'll need to see the land survey before we make a decision.
[ترجمه ترگمان] قبل از تصمیم‌گیری باید بررسی زمین را ببینیم
[ترجمه گوگل] قبل از تصمیم گیری ما باید بررسی زمین را ببینیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: a comprehensive overview or general look.
مترادف: overview, review
مشابه: introduction, view

- The history course is a survey of the major events in European history.
[ترجمه ترگمان] دوره تاریخی یک بررسی از وقایع مهم در تاریخ اروپا است
[ترجمه گوگل] دوره تار ...

واژه survey در جمله های نمونه

1. a survey of italian art
برنگری هنر ایتالیا

2. a survey of public opinion
زمینه یابی افکار عمومی

3. a survey of the drift of 20th century poetry
بررسی گرایش شعر سده‌ی بیستم

4. land survey
پیمایش زمین

5. this survey covers samples of public opinion
این بررسی شامل پیشمونه‌هایی از افکار عمومی است.

6. to survey a plot of land for building
قطعه زمینی را برای ساختمان پیمایش کردن

7. a spot survey
زمینه یابی سرسری

8. before taking action, we must carefully survey the situation
پیش از اقدام باید وضعیت را خوب بررسی کنیم.

9. he paused on the threshold to survey the hall
او در درگاه توقف کرد تا تالار را برانداز کند.

10. many of the people questioned in the survey were against divorce
بسیاری از مردمی که در نظرخواهی از آنها سوال شده بود مخالف طلاق بودند.

11. 'Nature' was the highest-ranked journal in the survey.
[ترجمه ترگمان]طبیعت در این نظرسنجی بالاترین رتبه را داشته‌است
[ترجمه گوگل]'طبیعت' مجلهی برتر در این بررسی بود
[ترجمه شما] ...

مترادف survey

براورد (اسم)
calculation , estimate , assessment , estimation , survey
ممیزی (اسم)
verification , survey , audit
بررسی (اسم)
study , deliberation , discussion , survey , check , handling , scrutiny , checking
زمینه یابی (اسم)
survey
مطالعه مجمل (اسم)
survey
بردید (اسم)
survey
بازدید (اسم)
visit , review , survey , inspection , revision
نقشه برداری (اسم)
survey , topography , mapping
پیمودن (فعل)
measure , pace , travel , run , mete , wing , scale , survey , traverse , wend , perambulate
ممیزی کردن (فعل)
verify , survey
مساحی کردن (فعل)
survey
بررسی کردن (فعل)
study , investigate , survey , check , peruse
بازدید کردن (فعل)
review , survey , gam , revisit , reconnoiter , reconnoitre

معنی عبارات مرتبط با survey به فارسی

ممیزی ونقشه برداری زمین

معنی survey در دیکشنری تخصصی

survey
[عمران و معماری] آمارگیری - نقشه بردار
[برق و الکترونیک] مراقبت
[زمین شناسی] بررسی ،پیمایش ،آمارگیری
[بهداشت] بررسی - سنجش
[ریاضیات] بررسی، مختصر، خلاصه، بررسی، نظر اجمالی، آمارگیری، نقشه برداری نمودن
[معدن] بررسی (عمومی اکتشاف)
[آمار] 1. بررسی 2. پیمایش 3. آمارگیری
[عمران و معماری] طرح آمارگیری
[عمران و معماری] فرم آماری
[عمران و معماری] مرحله آمارگیری
[ریاضیات] برنامه ریزی برای بررسی
[عمران و معماری] روش آمارگیری - روش نقشه برداری
[زمین شناسی] تحقیق پیمایشی
[آمار] تحقیق پیمایشی
[زمین شناسی] نمونهگیری پیمایشی
[آمار] نمونه گیری پیمایشی
[عمران و معماری] جایگاه آمارگیری - جایگاه شمارش
[زمین شناسی] آمارشناس بررسی نمونه ای
[آمار] آمارشناس بررسی نمونه ای
[زمین شناسی] بررسی مبتنی بر سنجش از دور
[آمار] بررسی مبتنی بر سنجش از دور
aerial survey ...

معنی کلمه survey به انگلیسی

survey
• act of measuring and recording the characteristics of a plot of land; land survey report (often in the form of a map); review, overview; statistical study
• look over, observe; examine carefully, study; measure and record the characteristics of a plot of land, map
• if you survey something, you look carefully at the whole of it; a formal use.
• to survey a building or piece of land means to examine it carefully in order to make a report or a plan of its structure and features.
• to survey a group of people means to ask them for their opinions on a particular topic.
• a survey is a detailed investigation of something, for example people's behaviour or opinions.
• a survey is also an examination of an area of land or a house by a qualified surveyor in order to report on its condition and features.
survey department
• government or municipal department that deals with recording sizes of plots of land and structures
aerial survey
• aerial photography
cadastral survey
• survey concerning boundaries and subdivision of land
occupation survey
• survey of activities performed by workers
omnibus survey
• collection of works which provides a general overview
ordnance survey
• the ordnance survey is the british government organization that produces detailed maps of britain and ireland.
special survey
• research which was specially ordered for a specific reason

survey را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امید
نظرخواهی
فاطمه
سازمان
مترادف
bureau
کیان
پرسشنامه ای که معمولا از گروه بزرگی از مردم(افراد) جهت فهمیدن نظرشان یا بررسی و پی بردن به عقاید و رفتار شان ، طراحی و پرسیده میشود.
ebi
پایش ، نظارت
Farzad
نقشه برداری
mahboub
در همه ی ترجمه ها میشه از کلمه آمار یا بررسی آماری برای این کلمه استفاده کرد
کوروش
پرسشنامه نظر سنجی
امیر طالبی
نظر سنجی، نظر سنجی کردن
Sam
نظر سنجی
Mohsen
Thank you for your help with our survey
سعیدی
نظر سنجی عمومی
Omid.samira
ارزیابی و نظرسنجی
mohammad amin
مقاله مروری
میثم حسینیان
تحقیق
ایدا
با دقت بررسي کردن
Ali
بازمانده
امین
survey:بررسی کردن
survivor:بازمانده
Sahba
طرح آماری
میلاد علی پور
پرسیدنِ مجموعه ای از سوالات، از مجموعه ای از افراد با هدفی خاص
Maryam
A set of questions that you ask larg number of people or organizations
مریم مولاپرست
پیمایش
Matin
نظر سنجی
Mahsa.roshani
Surveys
پرسشنامه
سعید ترابی
اسم
1. نظرسنجی
2. نقشه برداری، پیمایش
3. بررسی ساختمان قبل خرید (از نظر عیب و ایراد)
4. بررسی، مطالعه

فعل
1. نظرسنجی کردن
2. بررسی کردن
3. بررسی کردن وضعیت ساختمان (قبل از خرید)
4. مساحی کردن، نقشه برداری کردن
ساره سبزی
همه پرسی.نظرسنجی
نیا جون
بازدید، مساحت
نیایش فلاحیان
برسی کردن، همایش کردن، مساحت کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی survey
کلمه : survey
املای فارسی : سروی
اشتباه تایپی : سعقرثغ
عکس survey : در گوگل

آیا معنی survey مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )