انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 985 100 1

susceptible

تلفظ susceptible
تلفظ susceptible به آمریکایی/səˈseptəbl̩/ تلفظ susceptible به انگلیسی/səˈseptəbl̩/

معنی: حساس، مستعد پذیرش، فروگیر
معانی دیگر: مستعد، پذیرا، آماده، حساسیت داشتن، آسیب پذیر، در معرض، (با of یا to) - پذیر، قابل -

بررسی کلمه susceptible

صفت ( adjective )
مشتقات: susceptibly (adv.), susceptibleness (n.)
(1) تعریف: easily influenced or impressed (usu. fol. by to).
مترادف: impressionable, pliable, suggestible
متضاد: immune, impervious, insusceptible, streetwise, superior, unsusceptible
مشابه: accessible, amenable, credulous, easy, gullible, malleable, manageable, open

- Teenagers are thought to be highly susceptible to psychological pressure.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] تصور می‌شود که نوجوانان بسیار مستعد فشار روانی هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] فکر می کنم نوجوانان بسیار مستعد فشار روحی هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: especially likely to be afflicted or suffer (usu. fol. by to).
مترادف: liable, prone, sensitive, subject
متضاد: immune, insusceptible, resistant, unsusceptible
مشابه: accessible, inclined, open, predisposed, pregnable, vulnerable

- People with weakened immune systems are particularly susceptible to this flu.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] افراد با سیستم ایمنی ضعیف به ویژه مستعد این بیماری هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] افراد مبتلا به سیستم ایمنی ضعیف به خصوص در معرض آنفولانزا قرار دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: readily accepting or permitting a particular action or treatment (usu. fol. by to or of).
مترادف: accessible, capable, open
متضاد: unsusceptible
مشابه: accepting, receptive

- His action was susceptible of many different interpretations.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] عمل او در معرض بسیاری از تفاسیر متفاوت بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] اقدام او از بسیاری از تفاسیر مختلف حساس بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(4) تعریف: emotionally sensitive or impressionable.
مترادف: impressionable, sensitive
متضاد: unsusceptible
مشابه: feeling, insecure, unstable, vulnerable, weak

- a young, susceptible child
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] یک کودک جوان و حساس
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] کودک جوان و حساس
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه susceptible در جمله های نمونه

1. susceptible to disease
ترجمه مستعد بیماری

2. areas susceptible to flooding
ترجمه نواحی آسیب پذیر از سیل

3. impulse susceptible of control
ترجمه انگیزه‌ی مهار پذیر

4. a theory susceptible of proof
ترجمه یک تئوری قابل اثبات

5. the city is susceptible to air attack
ترجمه شهر در معرض حمله‌ی هوایی است.

6. this problem is susceptible to solution
ترجمه این مسئله قابل حل است.

7. the government was not susceptible to public opinion
ترجمه دولت پذیرای افکار عمومی نبود.

8. Older people are more susceptible to infections.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]افراد سالمند بیشتر مستعد عفونت هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]افراد سالمند بیشتر به عفونت مبتلا هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Young people are the most susceptible to advertisements.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جوانان در معرض تبلیغات قرار دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جوانان بیشتر در معرض تبلیغات هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Children are more susceptible than adults.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کودکان نسبت به بزرگسالان بیشتر آسیب‌پذیر هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کودکان بیشتر از بزرگسالان حساس هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Some of these plants are more susceptible to frost damage than others.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برخی از این گیاهان بیشتر مستعد آسیب frost نسبت به بقیه هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بعضی از این گیاهان نسبت به دیگران بیشتر آسیب می بینند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. A signed agreement is not susceptible of change.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک توافقنامه امضا شده در معرض تغییر نیست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک توافق نامه امضا شده قابل تغییر نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Shakespeare's plays are susceptible to various interpretations.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نمایشنامه‌های شکسپیر در معرض تفسیرهای مختلف قرار دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نمایشنامه های شکسپیر حساس به تفسیر های مختلف هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Working conditions are susceptible of improvement by legislation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شرایط کاری، مستعد پیشرفت با قوانین است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شرایط کار از طریق قانون مستحکم است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. They persuade susceptible teenagers to part with their money.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها نوجوانان مستعد را متقاعد می‌کنند که با پول خود هم‌کاری کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها نوجوانان حساس را متقاعد می کنند که پول خود را از دست بدهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. Synthetic fabrics are less susceptible to shrinkage than natural ones.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پارچه‌های مصنوعی کم‌تر مستعد ابتلا به انقباض هستند تا انقباض طبیعی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پارچه های مصنوعی کمتر از انقباض طبیعی نسبت به مواد طبیعی هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

17. Is this situation not susceptible of improvement by legislation?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آیا این وضعیت تحت‌تاثیر قانون اساسی نیست؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا این وضعیت از طریق قوانین بهبود پذیر نیست؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف susceptible

حساس (صفت)
alive , acute , keen , sensitive , susceptible , delicate , touchy , tender , exquisite , vigilant , sensate , sentient , stark , techy , sensory , kittle , passible , sharp-nosed , soft-boiled , thin-skinned , supersensitive , susceptive , ticklish
مستعد پذیرش (صفت)
susceptible
فروگیر (صفت)
susceptible

معنی عبارات مرتبط با susceptible به فارسی

مستعد تغییر، تغییر پذیر
حساس نسبت بدرد

معنی کلمه susceptible به انگلیسی

susceptible
• vulnerable, prone, liable to be affected by illness; emotionally sensitive, impressionable
• if you are susceptible to something, you are likely to be influenced by it.
• if you are susceptible to a disease or injury, you are likely to be affected by it.

susceptible را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی susceptible

فرهاد سليمان‌نژاد ٠٠:١٧ - ١٣٩٦/١٠/١٣
آماده پذيرش (هر چيزي)،
|

پیشنهاد شما درباره معنی susceptible



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

سجاد > درسته
ابراهیم > سخن چین
میثم علیزاده > Bear
میلاد علی پور > heavily
حمید رمضی > Scrunchie
محدثه فرومدی > traditional
میلاد رحیمی > خوا قزات
Marina > اکیپ

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی susceptible
کلمه : susceptible
املای فارسی : سوسکپتیبل
اشتباه تایپی : سعسزثحفهذمث
عکس susceptible : در گوگل


آیا معنی susceptible مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )