sanitize

/ˈsænəˌtaɪz//ˈsænəˌtaɪz/

معنی: مطابق اصول بهداشت کردن، از روی اصول بهداشتی عمل کردن
معانی دیگر: بهداشتی کردن، سترون کردن، (از هر چیز ناپاک یا ناخوشایند یا مضر) زدودن، پاکسازی کردن

بررسی کلمه

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: sanitizes, sanitizing, sanitized
مشتقات: sanitization (n.)
• : تعریف: to rid of germs or dirt; make sanitary.
مشابه: purify

جمله های نمونه

1. They've sanitized my report on army atrocities.
[ترجمه گوگل]آنها گزارش من در مورد جنایات ارتش را پاکسازی کرده اند
[ترجمه ترگمان]گزارش من رو از خشونت ارتش پاک کردن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. This sanitized account of his life does not mention his time in prison.
[ترجمه گوگل]در این گزارش بهداشتی از زندگی او اشاره ای به دوران زندان او نشده است
[ترجمه ترگمان]این شرح sanitized از زندگی او به زندان اشاره ای نخواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The military wants to allow only a sanitized report/version of the incident to become public.
[ترجمه گوگل]ارتش می‌خواهد اجازه دهد که فقط گزارش/نسخه سالم‌سازی شده حادثه منتشر شود
[ترجمه ترگمان]ارتش می خواهد تنها به یک گزارش بهداشتی \/ نسخه از این حادثه برای تبدیل شدن به عموم مردم اجازه دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Presenting a very sanitized view of Pitt's career, the film ends up a hagiography of Churchill.
[ترجمه گوگل]این فیلم با ارائه نمایی بسیار سالم از حرفه پیت، به تصویری از چرچیل ختم می شود
[ترجمه ترگمان]با ارائه دیدگاه very از شغل پیت، این فیلم داستان hagiography چرچیل را به پایان می رساند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The assumption is that textbooks, sanitized as they are, are factual and thus noncontroversial.
[ترجمه گوگل]فرض بر این است که کتاب‌های درسی، همان طور که هستند، واقعی هستند و بنابراین بحث برانگیز نیستند
[ترجمه ترگمان]این فرض این است که کتب درسی، بهداشتی، واقعی هستند و در نتیجه noncontroversial هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Forman has sanitized the film to fit its R-rating.
[ترجمه گوگل]فورمن فیلم را به گونه ای ضدعفونی کرده است که با درجه R آن مطابقت داشته باشد
[ترجمه ترگمان]Forman این فیلم را برای تناسب با رتبه آر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. And it may even be too sanitized for some of his most ardent followers.
[ترجمه گوگل]و حتی ممکن است برای برخی از پرشورترین پیروان او بیش از حد بهداشتی باشد
[ترجمه ترگمان]و حتی ممکن است برای برخی از most پیروان او بیش از حد بهداشتی باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Wearing a police uniform did not sanitize a working man from ungodly ways.
[ترجمه گوگل]پوشیدن یونیفورم پلیس، مرد کارگر را از راه های غیر خدا پاک نمی کرد
[ترجمه ترگمان]استفاده از یونیفرم پلیس، مرد کارگر را از روش های غیر مضر رد نکرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. It must be cleaned up and sanitized lest our environment become intolerable and our wealth a curse instead of a blessing.
[ترجمه گوگل]باید تمیز و ضد عفونی شود تا مبادا محیط ما غیرقابل تحمل شود و ثروت ما به جای نعمت، نفرین شود
[ترجمه ترگمان]این باید تمیز و تمیز باشد که محیط ما به جای موهبت تبدیل به نفرین و ثروت ما شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. So many leaders want to sanitize leadership, make it sound clean and noble.
[ترجمه گوگل]بسیاری از رهبران می‌خواهند رهبری را پاکسازی کنند، آن را تمیز و نجیب جلوه دهند
[ترجمه ترگمان]بنابراین بسیاری از رهبران می خواهند رهبری را رهبری کنند، آن را تمیز و شریف جلوه دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. They keep trying to sanitize the event and give it pretentiously serious overtones when all the children want to do is party.
[ترجمه گوگل]آنها مدام تلاش می‌کنند تا رویداد را ضد عفونی کنند و زمانی که بچه‌ها فقط می‌خواهند جشن بگیرند، به آن رنگ و بوی جدی می‌دهند
[ترجمه ترگمان]آن ها در تلاش هستند تا این رویداد را از بین ببرند و زمانی که همه بچه ها می خواهند این کار را انجام دهند، آن را رنگ جدی به خود بگیرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. We are used to sanitize the sewage by liquid chlorine and natrium chlorite.
[ترجمه گوگل]ما برای ضدعفونی فاضلاب توسط کلر مایع و کلریت ناتریوم استفاده می کنیم
[ترجمه ترگمان]ما عادت داریم که فاضلاب را بوسیله کلر و natrium chlorite تصفیه کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. For example, if you want to use Sanitize in your products controller, the top of your controller might look like what is shown in Listing
[ترجمه گوگل]برای مثال، اگر می‌خواهید از Sanitize در کنترل‌کننده محصولات خود استفاده کنید، ممکن است بالای کنترلر شما شبیه چیزی باشد که در فهرست نشان داده شده است
[ترجمه ترگمان]به عنوان مثال، اگر می خواهید از sanitize در کنترل کننده محصولات خود استفاده کنید، بالای کنترلر تان ممکن است شبیه چیزی باشد که در فهرست آورده شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

مطابق اصول بهداشت کردن (فعل)
sanitize

از روی اصول بهداشتی عمل کردن (فعل)
sanitize

تخصصی

[بهداشت] بهداشتی کردن

انگلیسی به انگلیسی

• clean, disinfect, sterilize, make hygienic; make more acceptable or less offensive or less harmful by removing unpleasant or incriminating features (also sanitise)

پیشنهاد کاربران

۱. پاکیزه ساختن. بهداشتی کردن. ضد عفونی کردن ۲. ( مجازی ) سانسور کردن
مثال:
Sanitize your phone. You touch that phone with your dirty, unwashed hands all the time.
گوشی تلفنتان را پاکیزه و ضدعفونی کنید شما همیشه با دستان کثیف و نشسته به آن تلفن دست می زنید.
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند:
✅ فعل ( verb ) : sanitize
✅️ اسم ( noun ) : sanity / sanitation / sanatorium ( sanitarium ) / saneness / sanitarian / sanitizer / sanitization
...
[مشاهده متن کامل]

✅️ صفت ( adjective ) : sane / sanitary / sanitized
✅️ قید ( adverb ) : sanely / sanitarily

منزه کردن
Oxford dictionary: sanitize something to clean something completely using chemicals to remove bacteria پاکسازی کردن کامل ( از میکروبها با استفاده از مواد شیمیایی )
برای ضدعفونی کردن شاید بهتر باشه که از sterilize استفاده کرد
بی ضرر جلوه دادن چیزی, پاک و بی آلایش نشان دادن
معنای مجازی: سانسور کردن
حذف کردن مطالب توهین آمیز، ناخوشایند و خجالت آور از یک مطلب
پاک کردن آلودگی، ضدعفونی، نابودکردن میکروب و ویروس ،
ضد عفونی کردن

بپرس