settle on

پیشنهاد کاربران

قرار گرفتن ( روی چیزی ) ، ثبیت شدن ( روی ) ، تکان نخوردن
choose or make a decision about something after thinking about it
settle on = agree on
Make a final decision that won't change
تصمیمی که نظرمون هیچ وقت در موردش عوض نمیشه
تصمیم قطعی
رضایت دادن
His gaze settled on her.
نگاهش بر او ثابت ماند.
بسنده کردن
اکتفا کردن
موافقت کردن
پذیرفتن
گرفتن تصمیم نهایی بعد از بررسی گزینه ها و آپشن ها
Make a final decision that wont change تصمیم قطعی
تصمیم نهایی گرفتن - توافق سر موضوعی
با تصمیمی موافقت کردن، تعیین کردن، پذیرفتن، توافق کردن
to finally decide
گرفتن تصمیم نهایی
بر اساس کتاب Active4 نوشته Neil J Anderson صفحه90
گرفتن یه تصمیم نهایی که دیگه تغییرش ندی
انتخاب کردن پس از بررسی گزینه های موجود
مقرر شدن
با تردید انتخاب کردن، درگیر انتخاب، تردید بر سر انتخاب بین چند فرد یا چیز
settle on someone/something] to make a decision between two or more people or things after not being certain which to choose. The band has yet to settle on a name.
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٦)

بپرس