برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1280 100 1

Take back

/teɪk bæk/ /teɪk bæk/

معنی: پس گرفتن
معانی دیگر: 1- پس گرفتن (چیزی یا حرفی یا ادعایی) 2- پس دادن (چیزی خریداری شده)، پس بردن

بررسی کلمه Take back

عبارت ( phrase )
(1) تعریف: to retrieve or reclaim ownership of.
مترادف: re-claim, regain, retrieve

- He had given her a ring, but he took it back when they separated.
[ترجمه A.A] به او یک حلقه داده بود ولی هنگامیکه آنها جداشدند آنرا پس داد
|
[ترجمه sarvin] او به همسرش حلقه ای داده بود که پس از جدایی حلقه را پس گرفت.
|
[ترجمه ترگمان] حلقه را به او داده بود، اما وقتی جدا شدند آن را پس گرفت
[ترجمه گوگل] او به او یک حلقه داده بود، اما هنگامی که از هم جدا شدند، او را عقب می آورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to retract.
مترادف: recant, retract, unsay
مشابه: about-face, go back on, swallow, withdraw

- She should take back her unfair criticism of our work.
...

واژه Take back در جمله های نمونه

1. I take back what I just said.
[ترجمه A.A] چیزی که الان گفتم را پس میگیرم
|
[ترجمه ترگمان] چیزی که الان گفتم رو پس می‌گیرم
[ترجمه گوگل]من آنچه را که فقط گفتم برگردانم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Shops are often reluctant to take back unsatisfactory goods.
[ترجمه A.A] فروشگاهها اغلب تمایلی به پس گرفتن کالاهای نامناسب ندارند
|
[ترجمه ترگمان]مغازه‌ها اغلب تمایلی به بازگشت کالاهای unsatisfactory ندارند
[ترجمه گوگل]مغازه ها اغلب تمایلی به خرید کالاهای نامناسب ندارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Take back what you said about Jeremy!
[ترجمه ترگمان] چیزی که در مورد جرمی گفتی رو پس بگیر
[ترجمه گوگل]بازگشت به ...

مترادف Take back

پس گرفتن (فعل)
retrieve , recapture , retake , regain , take back , unsay

معنی کلمه Take back به انگلیسی

take back
• take something back into possession; apologize for saying something

Take back را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ابوذر.ف
گذشته را به یاد آوردن
زهرا فرحزادي
برگرداندن
Sudi
پس گرفتن
shaishen
وقتی جنسی رو خریدی و میبینی خرابه و میایی پس میدی = پس دادن ، برگرداندن
Marjane novin
Admit the mistake
جلال نجاریزدی
پس دادن
برای مثال
The watch didn't work, so I took it back
(transitive, separable)
مهدی صباغ
خاطرات گذشته را به یاد آوردن
به گذشته برگشتن
یاد ایام گذشته کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی take back
کلمه : take back
املای فارسی : تک باک
اشتباه تایپی : فشنث ذشزن
عکس take back : در گوگل

آیا معنی Take back مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )