برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1320 100 1

Talking

/ˈtɔːkɪŋ/ /ˈtɔːkɪŋ/

معنی: مکالمه، ناطق، سخنگو
معانی دیگر: حرفزن، گویا، غیر صامت، سخن دار، عمل سخن گفتن، حرف زنی، صحبت، با حالت

بررسی کلمه Talking

اسم ( noun )
• : تعریف: the act of one who talks.
مشابه: speech
صفت ( adjective )
• : تعریف: having the ability to speak.
مشابه: articulate

- talking birds
[ترجمه ترگمان] درباره پرندگان صحبت می‌کنند
[ترجمه گوگل] صحبت کردن پرندگان
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه Talking در جمله های نمونه

1. a talking doll
عروسک سخنگو

2. stop talking
حرف نزن.

3. you're talking nonsense
داری چرند می‌گویی.

4. he was talking to a friend
داشت با دوستش حرف می‌زد.

5. we were talking of you just now!
همین الان داشتیم حرف تو را می‌زدیم‌!

6. who are talking and to whom do they talk?
چه کسانی دارند حرف می‌زنند و با کی حرف می‌زنند؟

7. he kept on talking
او به حرف زدن ادامه داد.

8. it was like talking to a brick wall
حرف حساب سرش نمی‌شد.

9. sweating women were talking and fanning themselves restlessly
زن‌ها عرق ریزان حرف می‌زدند و با بی‌تابی خود را باد می‌زدند.

10. the time for talking is past; it's now time to act
وقت حرف زدن تمام شده‌; حالا موقع عمل است.

11. this kind of talking will get you nowhere!
این طور حرف زدن تو را به جایی نخواهد رساند!

12. two men were talking below
در پایین دو نفر صحبت می‌کردند.

13. what kind of talking is this!
...

مترادف Talking

مکالمه (اسم)
talking , talk , palaver , conversation , colloquium
ناطق (صفت)
talking
سخنگو (صفت)
able to speak , talking , audio , acoustic , eloquent

معنی عبارات مرتبط با Talking به فارسی

(برای نابینایان و کهنسالان و غیره) کتاب ضبط شده روی نوار صوتی، کتاب گویا، صفحه گرامافون مخصوص تدریش زبان وغیره
سخن گفتن مجاز نیست، صحبت ممنوع است
گرامافون، دستگاه ضبط صوت
حال که صحبت از، بمیان امد
(قدیمی) فیلم سخن دار، فیلم دارای نوار صوتی، فیلم غیر صامت، فیلم ناطق (talkie هم می گفتند)
(مثلا در ارائه ی بحث یا استدلال) نکته ی مجاب کننده، نکته ی گویا، نکته یا دلیل مهم بحک وگفتگو
(عامیانه) سرزنش، خرده گیری، تنبیه شفاهی، سرزنش رسمی، نصیحت، توبی، اخطار
این شدحرف حسابی

معنی کلمه Talking به انگلیسی

talking
• speaking; conversing
• speaking
talking book
• a talking book is a tape or cassette recording of a book, made especially for use by people who are blind.
talking film
• cinematic film which has sound
talking hairdo
• television reporter who is more interested in and worried about appearance than material essence
talking head
• one makes pretentious but meaningless statements; close-up shot of a person talking (television)
talking picture
• cinematic film which has sound
talking point
• a talking point is an interesting subject for discussion or argument.
talking to
• if you give someone a talking-to, you tell them that you are angry about something that they have done.
look who's talking
• there's the pot calling the kettle black!
smooth talking
• someone who is smooth-talking is very confident and persuasive in the way they talk, but is perhaps not sincere or honest.
sweet talking
• smooth talking, flattering
way of talking
• manner in which one talks, way of expressing words

Talking را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

m.m
صحبت کردن
ننه پدري
she talked to you the negative, and you were talking about it
همش با تو منفي صحبت كردو ازت ايراد ميگرفت
روشنک
That's all there is to it. What are you talking about
این همه مشکل هست تو در مورد چی صحبت میکنی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی talking
کلمه : talking
املای فارسی : تاکینگ
اشتباه تایپی : فشمنهدل
عکس talking : در گوگل

آیا معنی Talking مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )