برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1227 100 1

Teller

/ˈtelər/ /ˈtelə/

معنی: گوینده، تحویل دار، ناقل، قائل، رای شمار
معانی دیگر: سراینده، راوی، - سرا، شمارنده، شمارشگر، - شمار (به ویژه کسی که در مجلس شورا آرا را می شمارد)، ادوارد تلر (فیزیکدان امریکایی - زاده ی مجارستان)

بررسی کلمه Teller

اسم ( noun )
(1) تعریف: someone or something that tells.

(2) تعریف: an employee in a bank who takes in and pays out money.
مشابه: cashier

(3) تعریف: one who is chosen to count votes in a legislative body.

واژه Teller در جمله های نمونه

1. a story teller
داستان سرا

2. The teller is adding up her receipts.
[ترجمه ترگمان]گوینده در حال افزایش رسیده‌ای خود است
[ترجمه گوگل]گویا درآمدش را جمع کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He was a good story - teller and used to make up tales about farmers and animals.
[ترجمه ترگمان]او یک گوینده داستان خوب بود و برای ساختن داستان‌هایی در مورد کشاورزان و حیوانات استفاده می‌شد
[ترجمه گوگل]او یک داستانپرداز خوب بود و از داستانهای مربوط به کشاورزان و حیوانات استفاده میکرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Mr. Smith takes the biscuit as a story teller.
[ترجمه ترگمان]اقای اسمیت بیسکوییت را به عنوان یک گوینده داستان می‌گیرد
[ترجمه گوگل]آقای اسمیت بیسکویت را به عنوان یک قاتل داستان می گیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The famous story teller capped the old story by telling a better and more interesting one.
[ترجمه ترگمان]گوینده داستان معروف داستان قدیمی را با گفتن ...

مترادف Teller

گوینده (اسم)
announcer , speaker , teller , broadcaster , narrator , talker
تحویل دار (اسم)
teller , cashier , purser
ناقل (اسم)
teller , transporter , vehicle , conveyor , conveyer
قائل (اسم)
teller
رای شمار (اسم)
teller

معنی عبارات مرتبط با Teller به فارسی

فالگیر، طالع بین فالگیر
قصه گو، دستان سرای، ناقل، نقال، راوی، افسانه گو، حکایت نویس، افسانه نویس
قصه گو، سخن چین، خبربر

معنی کلمه Teller به انگلیسی

teller
• cashier; vote counter
• a teller is a person who has been appointed to count votes, for example at an election or in parliament.
• a teller is also a cashier in a bank.
fortune teller
• soothsayer, person who predicts the future
• a fortune-teller is someone who tells people's fortunes, often in exchange for money.

Teller را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Rasool
صندوقدار
Fatemeh
Cashier
Mehrdad Sayehban
a person in a bank who receives and pays out money to customers
D Saterland
متصدی بانک

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی teller
کلمه : teller
املای فارسی : تلر
اشتباه تایپی : فثممثق
عکس teller : در گوگل

آیا معنی Teller مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )