انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 891 100 1

بررسی کلمه Theocracy

اسم ( noun )
حالات: theocracies
مشتقات: theocratic (adj.), theocratically (adv.)
(1) تعریف: a form of government in which a god or gods are acknowledged as the ultimate authority.

- They questioned whether nonbelievers would be accorded all the rights of citizenship under a theocracy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] آن‌ها سوال کردند که آیا تحت حکومت یک حکومت دینی حق شهروندی به تمام حقوق شهروندی داده خواهد شد یا خیر
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] آنها سؤال کردند که آیا همه افراد حقوق بشر تحت تكوكوئيسم كافر شدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: a system of government by priests or others who claim a divine sanction.

واژه Theocracy در جمله های نمونه

1. It represented an extreme example of a theocracy - of a body politic organised essentially around religious principles.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این یک نمونه بسیار افراطی از یک حکومت مذهبی بود که اساسا حول اصول مذهبی سازمان دهی شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این یک مثال بسیار افراطی از تئوکراسی بود - سیاسی سیاسی که عمدتا بر اساس اصول دینی سازمان یافته بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. In a theocracy like ours, the values of one religion are imposed on the entire country.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در یک حکومت مذهبی مثل ما، ارزش‌های یک دین بر کل کشور تحمیل شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در یک حکومت دینی مانند ما، ارزشهای یک دین بر کل کشور اعمال می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The idea of theocracy of 'Power of King from God 'endowed the secular power with sanctitude and simultaneously the bondage which had never been given.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]عقیده حکومت theocracy قدرت پادشاه از سوی خداوند قدرت سکولار را با sanctitude و به طور همزمان the که هرگز به آن‌ها داده نشده بود، عطا کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ایده تئوکراسی 'قدرت پادشاه از خدا' قدرت سکولار را با به رسمیت شناختن و به طور همزمان اسارت که هرگز به آن داده نشده بود، تأمین نکرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Humanistic artists opposed asceticism with humanism, opposed theocracy with human rights.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هنرمندان Humanistic مخالف ریاضت با انسان‌گرایی بودند، با حکومت theocracy با حقوق بشر مخالف بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هنرمندان انسانی مخالفت خودکشی با انسانی داشتند و با حقوق بشر مخالفت می کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Even now quasi - theocracy dies hard.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حتی اکنون شبه - به سختی می‌میرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حتی اکنون تقریبا نابسامان - دین داری سخت می کشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Savonarola a kind of theocracy in Florence, a sort of Christian republic of virtue.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Savonarola را در فلورانس، نوعی جمهوری مسیحی فضیلت را Savonarola
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Savonarola نوعی تئوکراسی در فلورانس، نوعی جمهوری مسیحی فضیلت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Taking a stand as a theologian and spokesman of theocracy, Thomas Aquinas argued on some important socioeconomic issues.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]توماس آکویناس در کنار یک متخصص الهیات و سخنگوی حکومت theocracy، در مورد برخی مسائل اجتماعی - اقتصادی مهم بحث کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]توماس آکویناس، به عنوان یک متکلم و سخنگوی دین، در مورد برخی مسائل مهم اجتماعی-اقتصادی بحث کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Knox tried to create as wide a base as possible for his theocracy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ناکس سعی کرد تا جای ممکن برای حکومت his پایگاهی بسازد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ناکس سعی کرد تا مبنایی برای دین دینی خود بنا کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. As part of your writing about the Mayas, include a discussion of theocracy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به عنوان بخشی از نوشته‌های خود درباره the، شامل بحث و گفتگو درباره حکومت مذهبی باشید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به عنوان بخشی از نوشتۀ شما در مورد مایاها، شامل بحث درباره تئوریسم است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. It is a crusade to recapture Jerusalem, nothing short of a call for a new theocracy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این یک جنگ صلیبی برای تسخیر مجدد اورشلیم است، که چیزی جز درخواست یک حکومت مذهبی جدید نیست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این یک جنگ صلیبی است تا بیت المقدس را بازپس بگیرد، چیزی کمتر از یک تقاضای دكترای جدید نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The encroachment of the Eastern political economy into Utah in essence relegated the Mormon theocracy to the status of an internal colony.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تجاوز اقتصاد سیاسی شرقی به یوتا در اصل، حکومت مذهبی مورمون را به وضعیت یک مستعمره داخلی تبدیل کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فروپاشی اقتصاد سیاسی شرقی در یوتا عمدتا تئوریسم مورمون را به وضعیت یک کلونی داخلی رها کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. With its inclination toward the secular affairs, Christianity developed an elaborate theory of theocracy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مسیحیت با تمایل خود به امور دنیوی، نظریه دقیق حکومت دینی را توسعه داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با تمایل خود به سمت امور سکولار، مسیحیت، یک نظریه دقیق از دین داری را توسعه داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Sadly, their release was delayed until the day of President Reagan's inauguration, proof that all leaders play politics, even in a theocracy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]متاسفانه انتشار آن‌ها تا روز افتتاح ریاست‌جمهوری ریگان به تعویق افتاد و اثبات کرد که همه رهبران حتی در یک حکومت مذهبی، سیاست بازی می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]متأسفانه، آزادی آنها تا روز ریاست جمهوری ریگان، تاکید کرد که همه رهبران در سیاست، حتی در یک دین دینی، نقش دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Shangzhou was an important period for the formation and development of theocracy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Shangzhou دوره مهمی برای شکل‌گیری و توسعه حکومت مذهبی بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شانگهایو دوره مهمی برای تشکیل و توسعه دین بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Theocracy

حکومت روحانیون (اسم)
theocracy
یزدان سالاری (اسم)
theocracy
حکومت خدا (اسم)
theocracy

معنی کلمه Theocracy به انگلیسی

theocracy
• government by priests or religious officials believed to be divinely guided
• a theocracy is a society which is ruled by priests who represent a god.

Theocracy را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی Theocracy



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی theocracy
کلمه : Theocracy
املای فارسی : تئوکرکی
اشتباه تایپی : فاثخزقشزغ
عکس Theocracy : در گوگل


آیا معنی Theocracy مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )