برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1355 100 1

Time out

/ˈtaɪmˈaʊt/ /taɪmaʊt/

ساعت غیبت کارگر، وقفه، فاصله، ایست، درورزش تایم، مهلت

بررسی کلمه Time out

اسم ( noun )
حالات: time-outs, timeouts
(1) تعریف: a brief suspension of play in an athletic contest that is not counted in the time allotted for the game.

(2) تعریف: a period of rest from work, physical exertion, or the like.
مشابه: rest

واژه Time out در جمله های نمونه

1. In between jobs, Liz always took time out to return to her first love -- travelling.
[ترجمه ترگمان]در بین مشاغل، لیز همیشه برای بازگشت به اولین عشق خود زمان می‌برد
[ترجمه گوگل]در بین مشاغل، لیز همیشه زمان برای بازگشت به اولین عشق خود را - مسافرت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He took time out of his busy schedule to visit us.
[ترجمه ترگمان]او زمانی را از برنامه شلوغ خود بیرون آورد تا از ما دیدن کند
[ترجمه گوگل]او زمان خود را از برنامه مشغول خود برای دیدار با ما زمان گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Do you take time out for yourself at least once a day?
[ترجمه ترگمان]دست‌کم یک‌بار برای خودت وقت داری؟
[ترجمه گوگل]آیا حداقل وقت یک بار در روز برای خودتان وقت بگذارید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He took time out from campaigning to accompany his mother to dinner.
[ترجمه ترگمان]او برای همراهی مادرش برای صرف شام از تبلیغات خارج شد
[ترجمه گوگل]او از مبارزات انتخاباتی برای همراهی با مادرش به شام ​​آمد
[تر ...

معنی عبارات مرتبط با Time out به فارسی

رجوع شود به: time immemorial
از زمانی که کسی یاد ندارد، از عهددقیانوس

معنی کلمه Time out به انگلیسی

time out
• break, pause; time in which a computer tries unsuccessfully to connect to a device or a remote computer (computers)
• if you take time out to do something, you stop your normal activities for a while in order to do it.
time out of mind
• a long time ago, ages ago, in the distant past

Time out را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

......
It is a time to go out
علی اکبر منصوری
زمان استراحت کوتاه، زمان خارج شدن از فعالیت ورزشی یا کار برای استراحت کوتاه مدت
ebi
زمان ایست بازی
ebi
نگهداشت

ایستِ کار ، نگهداشتِ کار

ایست بازی ، نگهداشت بازی
sima
زمان خروج ، وقفه
محمدرضا آقاشاهی
محروم کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی time out
کلمه : time out
املای فارسی : تیم آوت
اشتباه تایپی : فهئث خعف
عکس time out : در گوگل

آیا معنی Time out مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )