انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 954 100 1

Tuna

تلفظ tuna
تلفظ tuna به آمریکایی/ˈtuːnə/ تلفظ tuna به انگلیسی/ˈtjuːnə/

معنی: ماهی تن، ماهی تونایاتون
معانی دیگر: (جانور شناسی) ماهی تن، ماهی تونا (انواع ماهی های scombroid به ویژه از جنس thunnus)، (گیاه شناسی) امرود تیغی (opuntia tuna)

بررسی کلمه Tuna

اسم ( noun )
حالات: tuna, tunas
(1) تعریف: any of various large sea fishes, including the bonito and the albacore, often caught for food by commercial fishermen.

(2) تعریف: the flesh of this fish, often canned.
اسم ( noun )
(1) تعریف: any of various tropical cacti, including some species of prickly pears, that bear a sweet red fruit.

(2) تعریف: the fruit itself.

واژه Tuna در جمله های نمونه

1. He made two rounds of tuna sandwiches.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اون دوتا ساندویچ ماهی درست کرده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او دو بار ساندویچ تن را ساخت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Tuna can be grilled, fried or barbecued.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Tuna می‌توانند کباب شده، سرخ‌شده و یا barbecued باشند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تون می تواند بر روی کباب شده، سرخ شده یا کباب شده
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. You'll need a can of tuna for this recipe.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برای این دستورالعمل به یه ماهی تن ماهی نیاز داری
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای این دستور غذا، می توانید ماهی تن را بخورید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. She began opening a tin of tuna.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شروع کرد به باز کردن یک قوطی ماهی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او شروع به افتادن قلع ماهی تن کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. You can have ham, cheese or tuna.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]می‌توانید گوشت، پنیر یا ماهی تن داشته باشید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما می توانید از ژامبون، پنیر یا ماهی استفاده کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. "I'll take the grilled tuna," Mary Ann told the waiter.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ماری آن به پیشخدمت گفت: ماهی تن ماهی گریل شده را می‌گیرم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مری عین به خدمتگزار گفت: 'من تون کبابی را می گیرم '
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The company exports tuna to the US.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این شرکت ماهی تن را به آمریکا صادر می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این شرکت ماهی تن را به ایالات متحده صادر می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Unlicensed fishermen have plundered tuna stocks.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ماهیگیران Unlicensed ماهی‌های تن ماهی را غارت کرده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ماهیگیران بدون مجوز ماهیانه سهام تان را غارت کرده اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Could I have tuna instead of ham?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]می تونم به جای گوشت تن ماهی بدم؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا من می توانم به جای تن به تن کنن؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Flake the tuna and add to the sauce.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ماهی تن را در دستم گذاشت و به سس اضافه کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تکه تکه کردن و اضافه کردن به سس
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. I don't like eating tins of tuna fish.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من از قوطی‌های ماهی تن خوشم نمی‌آید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من دوست ندارم بوی ماهی ماهی تون بخورم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The store was completely sold out of tuna fish.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این فروشگاه به طور کامل از ماهی‌های تون تن فروخته شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فروشگاه به طور کامل از ماهی تونس فروخته شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Thick tuna steaks are eaten rare, like beef.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]استیک ماهی ضخیم، درست مثل گوشت گاو خورده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]استیک های تنه ضخیم خورده اند نادر، مانند گوشت گاو
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The dolphin population has been decimated by tuna fishing.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جمعیت دلفین از ماهی‌های تون تن تلف شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جمعیت دلفین توسط ماهیگیری دریایی از بین رفته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. This writer, also a tuna fan, opts for the ahi Napoleon with pickled ginger and sesame soy drizzle.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این نویسنده، یکی از طرفداران ماهی تون، برای the ناپلئون با pickled ginger و sesame سس سویا سیر می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این نویسنده، همچنین یک فن تون، برای ناپلئون Ahi با زنجبیل ترش و زنجبیل سویا کنجد انتخاب می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Tuna

ماهی تن (اسم)
tuna
ماهی تونایاتون (اسم)
tuna , tuna fish

معنی عبارات مرتبط با Tuna به فارسی

tuna : ج، ماهی تونایاتون

معنی کلمه Tuna به انگلیسی

tuna
• any of several kinds of large edible fish of the family scombridae which are native to mild and tropical waters; meat of the tuna; various kinds of prickly pears
• tuna or tuna fish are large fish that live in warm seas and are caught for food.
tuna salad
• small slices of tuna fish

Tuna را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Tuna

محمدرضا ١٦:٣١ - ١٣٩٧/٠١/١٤
نوعی ماهی خوراکی
|

|sarine| ١٠:٥٨ - ١٣٩٧/٠٩/١٨
تن ماهی _ کنسرو ماهی
|

محمدرضا قریشی ١٢:٠٧ - ١٣٩٧/١١/٢٧
ماهی هوور
|

عرفان روزبان ٠٠:٥٩ - ١٣٩٧/١٢/٢١
تن ماهی
|

Sunmi ٢١:٠١ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
ماهی تن
|

پیشنهاد شما درباره معنی Tuna



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی tuna
کلمه : tuna
املای فارسی : تونا
اشتباه تایپی : فعدش
عکس tuna : در گوگل


آیا معنی Tuna مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )