انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1013 100 1

Turbine

تلفظ turbine
تلفظ turbine به آمریکایی/ˈtɜːrbaɪn/ تلفظ turbine به انگلیسی/ˈtɜːbaɪn/

معنی: توربین
معانی دیگر: (مکانیک) توربین، چرخش زا

بررسی کلمه Turbine

اسم ( noun )
• : تعریف: an engine driven by a moving fluid, such as water, steam, or air, that pushes against the blades or paddles attached to a central shaft.

واژه Turbine در جمله های نمونه

1. impulse turbine
ترجمه توربین ضربه‌ای

2. the turbine shaft is mated to the hollow compressor shaft
ترجمه میله‌ی توربین را در درون لوله تو خالی کمپرسور جا می‌دهند.

3. the vanes of a turbine
ترجمه پره‌های توربین

4. A water turbine drives the generator.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]توربین آبی ژنراتور را می‌راند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک توربین آب درایو ژنراتور
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Hot water is converted to electricity by a turbine.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آب داغ به وسیله توربین به الکتریسیته تبدیل می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آب گرم به وسیله یک توربین به برق تبدیل می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Then the steam passes into the turbine.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سپس بخار به توربین وارد می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سپس بخار به توربین منتقل می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Damage to the turbine slowed the work down.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خسارت وارده به توربین باعث کاهش کار آن شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آسیب به توربین باعث کاهش کار می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. A tidal current turbine is similar in principle to a windmill.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]توربین جریان جزر و مدی شبیه به یک آسیاب بادی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]توربین فعلی جزر و مد در اصل به یک آسیاب بادی مشابه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Both turbine options were in close formation in the static at Farnborough and a superficial look would show little between them.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هر دو گزینه توربین با تشکیل نزدیک در the ایستا بودند و ظاهر سطحی بین آن‌ها کمی نشان داده می‌شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هر دو گزینه توربین در تشکیل نزدیک در ایستگاه در Farnborough بود و نگاه سطحی کمی بین آنها نشان می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. It revs like a turbine and sounds like a locomotive. it turns the skin on your arms to gooseflesh.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شبیه توربین است و مثل لکوموتیو به نظر می‌رسد پوست را روی بازوان خود به سوی gooseflesh برمی گرداند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این تور مانند توربین می شود و به نظر می رسد مانند یک لوکوموتیو است پوست را بر روی دستان خود قرار می دهد تا گوشت خوک
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The gas turbine also keeps the batteries topped up.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]توربین گاز همچنین باتری را بالا نگه می‌دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]توربین گاز همچنین باتری ها را بالا می برد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The turbine whined familiarly and the rotors blurred above the cabin.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]توربین با حالتی خودمانی زوزه کشید و the در بالای کابین محو شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این توربین آشنا شد و روتورها در بالای کابین تار شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. A jet turbine engine may run for 40, 000 hours before being rebuilt.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک توربین جت می‌تواند ۴۰، ۰۰۰ ساعت قبل از بازسازی راه‌اندازی شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک موتور توربین جت ممکن است برای 40، 000 ساعت قبل از ساختن دوباره احیا شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The work consisted of throwing up embankments and installing water turbine pumps.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این کار شامل پرتاب embankments و نصب پمپ‌های توربین آبی بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این کار شامل پرتاب خاکی و نصب پمپ های توربین آب بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The seasonal performance might be improved to some extent by using a wind turbine as the energy source.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]عملکرد فصلی ممکن است تا حدودی با استفاده از توربین بادی به عنوان منبع انرژی بهبود یابد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]عملکرد فصلی ممکن است تا حدی با استفاده از توربین بادی به عنوان منبع انرژی بهبود یابد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Turbine

توربین (اسم)
turbine

معنی عبارات مرتبط با Turbine به فارسی

(مکانیک) توربین گازی (که از اشتعال سوخت و هوای فشرده کار می کند)
(مکانیک) توربین ضربه ای
توربین بخار

معنی Turbine در دیکشنری تخصصی

[خودرو] توربین
[برق و الکترونیک] توربین
[زمین شناسی] محفظه توربین ، پوسته توربین
[نفت] تلمبه ی توربینی
[زمین شناسی] بازده توربین ، بازده کلی توربین
[نفت] جریان سنج توربینی
[زمین شناسی] مجموعه توربین و ژنراتور ، واحد (توربین و ژنراتور)
[خودرو] روغن توربین
[زمین شناسی] گودال توربین ، چال توربین
[عمران و معماری] تلمبه توربینی - پمپ توربینی
[معدن] تلمبه توربینی (آبکشی)
[عمران و معماری] توربین محوری
[زمین شناسی] توربین محوری یک واژه عمومی برای توربین هایی که جریان آب عبوری از میان تیغه ها یا پره های قابل تنظیم یا ثابت چرخ دوار (چرخشگر)توربین به صورت محوری صورت پذیرد . توربین های پروانه ای و همچنین توربین های کاپلان از نوع چرخهای محوری می باشند . مانند توربین های پروانه ای و توربین های کاپلان
[زمین شناسی] توربین بانکی توربینی با جریان دوگانه مناسب برای ریز نیروگاههای آبی با فرازه کم . این نوع توربین حد واسط میان توربین های نوع کنشگر و واکنشگراست .
[زمین شناسی] توربین و یا چرخ ترمز کننده چرخ پلتون سوار شده بر روی محوریک توربین فرانسیس با ارتفاع کم یا متوسط . در صورت واپس زنش بار ، بطور خود کار عمل نموده و از طریق برخورد با افشانه آب با گشتاور مخالف دستگاه را متوقف میسازد .
[زمین شناسی] واحد توربین حبابگون واحدی که در آن ژنراتور در داخل محفظه ای در مسیر عبور آب قرار گرفته است . معمولا ژنراتور بوسیله یک جعبه دنده به محور توزبین متصل می شود
[زمین شناسی] توربین واکنشگر نوع مورب نوعی توربین واکنشگر است که آب با جریان شعاعی یا مورب به پره های هادی و با جریان مورب به چرخ دوار وارد می شود. پره های هادی ممکن است قابل تنظیم و یا ثابت بودهو پره های چرخ دوار نیز می توانند بصورت قابل تنظیم یا ثابت باشد.
[نفت] توربین حفاری
[مهندسی گاز] توربین انبساطی
[زمین شناسی] توربین سریع السیر ، توربین تند دور توربین فرانسیس با سرعت ویژه از 300 تا 500 دور بر دقیقه
[زمین شناسی] توربین محوری با پره های ثابت توربین واکنشگر جریان محوری که پره های آن به نافی گون (hub) آن اتصال خاری شده است.
[برق و الکترونیک] توربین فرانسیس
[زمین شناسی] توربین فرانسیس توربین واکنشگر با جریان ورودی شعاعی می باشد.

معنی کلمه Turbine به انگلیسی

turbine
• engine powered by a rotor revolving by means of the force of moving liquid exerted on the vanes of the rotor (fluids commonly used are water, steam, and air)
• a turbine is a machine or engine which produces power using a stream of air, gas, or water to turn a wheel.
gas turbine
• engine which is driven by burning gas
steam turbine
• turbine that is turned by the pressure of rising steam
wind turbine
• wind generator, machine used to convert the kinetic energy in wind into mechanical energy

Turbine را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Turbine

اکبر شفقی ٢٠:٤٥ - ١٣٩٧/٠٧/٢٥
چرخپره (ماشین آلات دوار)
|

محمد حمید نیک روان ٠٩:٤٦ - ١٣٩٨/٠١/٠٥
چرخواره، چرخانه
|

پیشنهاد شما درباره معنی Turbine



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

- > درمان ریشه دندان
روشویی های لبه نازک > دور استایل
علیرضااا > Throw a tantrum
روبا > آریانا
میلان > تاوریژ
Abolfaz > Volition
#yasy@ > arrive
ماندانا > senorita

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی turbine
کلمه : turbine
املای فارسی : توربین
اشتباه تایپی : فعقذهدث
عکس turbine : در گوگل


آیا معنی Turbine مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )