برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1276 100 1

take effect


قابل اجرا بودن، به قوت (قانونی) رسیدن

بررسی کلمه take effect

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to start functioning or operating.
مترادف: begin, start

واژه take effect در جمله های نمونه

1. The medicine started to take effect after a few minutes.
[ترجمه erfundn] بعد از چند دقیقه دارو شروع به اثر کردن کرد
|
[ترجمه ترگمان]دارو بعد از چند دقیقه شروع به کار کرد
[ترجمه گوگل]این دارو پس از چند دقیقه شروع به کار کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The prescribed medicine failed to take effect.
[ترجمه ترگمان]پزشکی که پیش از این تجویز شده بود نتوانست اثر بگذارد
[ترجمه گوگل]دارو تجویز نشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The anaesthetic began to take effect.
[ترجمه ترگمان]داروی بی‌هوشی اثرش را گذاشت
[ترجمه گوگل]بیهوشی آغاز شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The suspension of fighting is to take effect at 6 am on Monday.
[ترجمه ترگ ...

معنی take effect در دیکشنری تخصصی

take effect
[حقوق] به مرحله اجرا درآمدن، قطعیت یافتن، قابل اجرا شدن
[ریاضیات] اجرا شدن، انجام گرفتن

معنی کلمه take effect به انگلیسی

take effect
• come into force, become effective

take effect را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرزاد یوسف زاده
کارگر افتادن
a.r
to begin to work or become effective
to begin to impact sb or sth
have the intended result
جواد
به قوت قانونی رسیدن
منصوره
اثر كردن
مؤثر واقع شدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی take effect
کلمه : take effect
املای فارسی : تک افکت
اشتباه تایپی : فشنث ثببثزف
عکس take effect : در گوگل

آیا معنی take effect مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )