برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

take shot

take shot را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

mss.z
پرتاب کردن
Masi.ph
Take shot
شلیک کردن، ضربه زدن (کلامی و یا فیزیکی)
به باد انتقاد گرفتن، پرتاب کردن، سرزنش کردن، ایراد گرفتن
Who's gonna take the first shot?
کی میخواد اولین گلوله رو شلیک کنه(اینجا مفهومی که از جمله اقتباس میشود این است:
* کی می خواد اولین ایراد رو بگه، کی می خواد اولین ضربه(کلامی مثل: انتقاد تند کردن به جیزی یا کسی) را بزند.*
فاطمه :)
عکس گرفتن
mehdi shabani
به معنای امتحان کردن

i don't know how's this work but i'll take a shot
نمیدونم این چطوری کار میکنه اما امتحان میکنم
come here take a shot بیا اینجا یه امتحانی بکن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی take shot مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )