برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1270 100 1

take the initiative

واژه take the initiative در جمله های نمونه

1. We must take the initiative in the struggle to end the war.
[ترجمه ترگمان]ما باید ابتکار عمل را برای پایان دادن به جنگ انتخاب کنیم
[ترجمه گوگل]ما باید ابتکار عمل را در مبارزه برای پایان دادن به جنگ انجام دهیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Why don't you take the initiative and ask him out?
[ترجمه ترگمان]چرا از ابتکار عمل استفاده نمی‌کنید و از او بخواهید که بیرون بیاید؟
[ترجمه گوگل]چرا این ابتکار را نمی گیرید و از او می پرسید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It was up to the US to take the initiative in repairing relations.
[ترجمه امیر] این امر به ایالات متحده بستگی دارد که در اصلاح روابط پیش قدم شود|
[ترجمه ترگمان]به آمریکا بستگی دارد که این ابتکار را در تعمیر و تعمیر روابط به عمل آورد
[ترجمه گوگل]این امر به ایالات متحده بستگی دارد که ابتکار عمل را در اصلاح روابط انجام دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنو ...

معنی کلمه take the initiative به انگلیسی

take the initiative
• take the first step, begin something by oneself

take the initiative را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ely
Doing sth at the first time
ایمان حجتی
women usually don't take the initiative when talking to opposite sex.
موقع صحبت با جنس مخالف، معمولا زنان پیشقدم نمیشوند.
a.r
:(take the initiative (to do sth
do sth before others do it
begin a task or plan of action
to activate oneself to do sth even if one has not been asked to do it
رخساره محمدخانی
پیشقدم شو
آغازگر باش

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی take the initiative مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )