برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

take time

take time را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد خ1
to do something slowly or carefully without hurrying
محمد خ1
to do something more slowly than seems reasonable
مهدی صباغ
طول کشیدن
وقت بردن
a.r
:take (one's) time
to act slowly or at one's leisure
to go as slow as one wants or needs to
to use as much time as is required
شهناز مسمی‌پرست
وقت گذاشتن (برای کاری)
a.r
you need time
فلورا
وقت گذاشتن برای چیزی یا وقت کافی صرف کردن برای چیزی
مرجان میری لواسانی
حوصله به خرج دادن
وقت صرف کردن
با تامل کاری را انجام دادن
از وقت استفاده کردن
وقت گذاشتن برای کاری
fatemeh
زمان بردن
میلاد کریمی
take one's time به معنای ئقت گذاشتن برای کاری نیست. به معنای عجله نکردن و حوصله به خرج دادن است

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی take time مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )