انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 893 100 1

بررسی کلمه takeoff

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act or process, or an instance, of leaving the ground or other surface, as in preparation for flight.
متضاد: touchdown

- Our plane's takeoff was delayed.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] پرواز هواپیمای ما به تاخیر افتاده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] صعود هواپیما ما به تعویق افتاد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: (informal) a humorous imitation or burlesque; parody.
مشابه: burlesque

واژه takeoff در جمله های نمونه

1. taiwan's economy has reached the takeoff stage
ترجمه اقتصاد تایوان به مرحله‌ی خیزش رسیده است.

2. Cabin crew, please stand by for takeoff.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] کابین خلبان، لطفا آماده پرواز باشید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خدمه کابین، لطفا برای خروج ایستادن
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The plane roared down the runway for takeoff.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هواپیما برای پرواز از باند باند فرود آمد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هواپیما برای خروج پایین باند فرود آمد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The plane crashed shortly after takeoff.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هواپیما اندکی پس از برخاستن از زمین سقوط کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هواپیما در مدت کوتاهی پس از صعود سقوط کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. She does a marvellous takeoff of the Queen.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اون یه پرواز عالی از ملکه داره
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او یک بار شگفت انگیز از ملکه می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Discovery's takeoff this morning from Cape Canaveral was flawless.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]صبح دیسکاوری بعد از برخاستن از دماغه Canaveral بی‌نقص بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]صبح امروز کشف Discovery از کیپ کاناورال بی عیب و نقص بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The plane developed engine trouble shortly after takeoff.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هواپیما مدت کوتاهی پس از برخاستن از هواپیما دچار مشکل شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این هواپیما در مدت کوتاهی پس از برخاستن از موتور به وجود آمد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The plane crashed five minutes after takeoff.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هواپیما ۵ دقیقه بعد از پرواز سقوط کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هواپیما پنج دقیقه پس از برداشت سقوط کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The programme was worth watching for an inspired takeoff of the Collins sisters.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این برنامه ارزش تماشا کردن برای پرواز اله‌ام گرفته از خواهرهای آقای کالینز را داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این برنامه برای تماشای الهام از خواهران کالینز ارزش داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Deiced the plane's wings before takeoff.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قبل از پرواز بال‌های هواپیما را ببندید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بالهای هواپیما قبل از برداشت از بین رفته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. De-ice the plane's wings before takeoff.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قبل از بلند شدن هواپیما بال‌های هواپیما را به هم متصل کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قبل از برخاستن بال هواپیما را از بین ببرید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Vertical takeoff and landing aircraft have not been successfully commercialized.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فرود عمودی و فرود هواپیما با موفقیت تجاری نشده است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هواپیما فرود و فرود عمودی با موفقیت تجاری نشده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The takeoff and landing were a little rough, but the rest of the flight was very smooth.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]صدای بلند شدن و فرود آمدن کمی خشن بود، اما بقیه پرواز خیلی صاف بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فرود و فرود کمی خشن بود، اما بقیه پرواز بسیار صاف بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Witnesses say the jet crashed shortly after takeoff.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شاهدان می‌گویند که این جت کوتاه پس از برخاستن از زمین سقوط کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شاهدان می گویند که جت در مدت کوتاهی پس از فرود سقوط کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The engines throb, revving for takeoff.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]موتورهای هواپیما که گاز گرفته بودند، گاز گرفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]موتورها شتاب می گیرند، چرخش برای دور شدن
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی عبارات مرتبط با takeoff به فارسی

(کامیون و تراکتور و غیره) دستگاه انتقال نیرو

معنی کلمه takeoff به انگلیسی

takeoff
• act or process of leaving the ground, act of jumping or leaping; ascent of an aircraft, act of becoming airborne; parody, humorous imitation, caricature (informal)
• takeoff is the beginning of a flight, when an aircraft leaves the ground.
takeoff gear
• stable surface or facility from which takeoffs are performed
crush after takeoff
• fall back to earth after taking off (of an aircraft)

takeoff را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی takeoff

masih ٢٣:١٨ - ١٣٩٧/٠٨/١١
بلند شدن هواپیما
|

amir ١٠:١٩ - ١٣٩٧/١٠/١٨

پرواز کردن هوا پیما
|

ebitaheri@gmail.com ٠٩:٠٨ - ١٣٩٨/٠١/٣٠
[هواپیما]

پَرِش ، برخاست ، جَست
|

Sara ١٦:٢٩ - ١٣٩٨/٠٢/٢٨
Leave the ground and start flying
پرواز کردن هواپیما (پرواز کردن)
|

Sara ١٦:٣٠ - ١٣٩٨/٠٢/٢٨
Leave the ground and start flying
(پرواز کردن)
لایک یادتون نره
|

پیشنهاد شما درباره معنی takeoff



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی takeoff
کلمه : takeoff
املای فارسی : تکئوفف
اشتباه تایپی : فشنثخبب
عکس takeoff : در گوگل


آیا معنی takeoff مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )