برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1294 100 1

tarp

/ˈtɑːrp/ /ˈtɑːp/

(عامیانه) مخفف: tarpaulin

بررسی کلمه tarp

اسم ( noun )
• : تعریف: (informal) a tarpaulin.

واژه tarp در جمله های نمونه

1. A clear plastic tarp flapped and ballooned in the breeze.
[ترجمه ترگمان]یک tarp پلاستیکی شفاف تکان می‌خورد و در نسیم تکان می‌خورد
[ترجمه گوگل]پلاستیکی واضح و پلاستیکی بین فلاپ و باد در باد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The tarp rolled askew, one end wrapped around the goal post.
[ترجمه ترگمان]برزنتی به طرف راست چرخید و یک سر دور دروازه هدف پیچید
[ترجمه گوگل]کراس نوردی بین، یک پایان در اطراف پست اهداف پیچیده شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. There were a couple of men under the tarp with us, shivering with fever.
[ترجمه ترگمان]چند نفر زیر چادر با ما بودند و از تب می‌لرزیدند
[ترجمه گوگل]چند تن از مردان زیر بین ما بودند، لرزیدن با تب
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The TARP program's unpopularity lingers even after a Congressional Budget Office report last month said the program would wind up costing taxpayers about $25 billion, far less than initial estimates.
[ترجمه ترگمان]عدم محبوبیت برنامه TARP حتی پس از گزارش دفتر بودجه کنگره در ماه گذشته، گفت ...

معنی کلمه tarp به انگلیسی

tarp
• strong waterproof fabric, tarpaulin

tarp را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ندا
مخفف
Trace and Return Partnership
ندا
شرکت ردیابی و برگرداندن اجناس گمشده.
ریحانه
سایبان

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی tarp
کلمه : tarp
املای فارسی : تارپ
اشتباه تایپی : فشقح
عکس tarp : در گوگل

آیا معنی tarp مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )