انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 986 100 1

tear

تلفظ tear
تلفظ tear به آمریکایی/tɪr/ تلفظ tear به انگلیسی/tɪə/

معنی: گریه، اشک، چاک، سرشک، پارگی، چاک دادن، دریدن، دراندن، پاره کردن، گسیختن، گسستن
معانی دیگر: جر دادن، گسلاندن، از هم گسیختن، از هم پاشیدن، از هم بریدن، دستخوش (چیزی) شدن، مشوش کردن، آشفته کردن، (با: up یا out یا away یا off و غیره) کندن، در آوردن، شتابیدن، شتافتن، هجوم بردن، دریدگی، تعجیل، سرعت، (جمع) گریه، اشک(ها)، پر اشک کردن، اشک ریختن، (جمع) اندوه، غم، هر چیز شفاف و اشک مانند، انگم شفاف، n : معمولا بصورت جمع اشک

بررسی کلمه tear

اسم ( noun )
عبارات: in tears
(1) تعریف: a drop of salty liquid secreted through ducts which serves to cleanse and lubricate the surface of the eye.
مترادف: teardrop
مشابه: drop, droplet

(2) تعریف: something resembling a tear.
مترادف: drop, teardrop
مشابه: droplet

(3) تعریف: (pl.) the expression of emotion through crying.
مترادف: crying, weeping
مشابه: crocodile tears, sobbing, teardrops

- tears of joy
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اشک‌های شادی،
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] اشک شوق
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: tears, tearing, teared
• : تعریف: to be brimming or overflowing with tears.
مشابه: discharge, drop, flow, ooze, pour, run

- Her eyes teared as she was suddenly filled with emotion.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اشک در چشمانش حلقه زد، اشک در چشمانش حلقه زد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] چشم هایش پاره شد، چون ناگهان احساساتش را پر کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه tear در جمله های نمونه

1. tear into something (or somebody)
ترجمه مورد حمله‌ی شدید قرار دادن،از هم دریدن،در هم کوبیدن

2. tear one's hair
ترجمه (از شدت غم و غیره) موی خود را کندن

3. tear oneself away from something
ترجمه با بی‌میلی کاری یا چیزی را رها کردن

4. tear something apart (or to shreds)
ترجمه چیزی را پاره پاره کردن،از هم گسستن

5. tear something down
ترجمه خراب کردن،فرو کوبیدن

6. tear something limb from limb
ترجمه چیزی را بند بند از هم جدا کردن،تکه پاره کردن

7. tear something up
ترجمه پاره پاره کردن،از هم دریدن

8. a tear duct
ترجمه مجرای اشکی

9. to tear a plant up by its roots
ترجمه گیاهی را ریشه کن کردن (از ریشه در آوردن)

10. to tear some pages out of a book
ترجمه چند صفحه از کتاب را کندن

11. unwept tear
ترجمه اشک ریخته نشده

12. wear and tear
ترجمه فرسودگی (در اثر استعمال)

13. a drop of tear
ترجمه یک قطره اشک

14. i sewed the tear in his trousers
ترجمه پارگی شلوارش را دوختم.

15. there is a tear in the crotch of his pants
ترجمه نیفه‌ی شلوارش پاره‌است.

16. be in a tear
ترجمه شتافتن،عجله داشتن،در شتاب بودن

17. the police zapped them with tear gas
ترجمه پلیس با گاز اشک‌آور حسابی خدمت آنها رسید.

18. in order to save wear and tear on your tires
ترجمه برای جلوگیری از فرسودگی تایرهای (اتومبیل) شما

19. the train went by at a tear
ترجمه ترن با سرعت تمام عبور کرد.

20. if you jam one more thing into this bag it will tear
ترجمه اگر چیز دیگری را در این کیسه بچپانی پاره خواهد شد.

21. If I cried a tear of painful sorrow,If I lost all hope for a new tomorrow,Would you dry my tear and ease my pain,Would you make me smile once again?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگر من یک قطره اشک دردناک را از دست دادم، اگر تمام امید را برای یک فردا جدید از دست بدهم، تو اشک‌های من را خشک می‌کنی و درد مرا تسکین می‌دهی؟ آیا می‌شود یک‌بار دیگر لبخند بزنم؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر گریه پریشکی دردناكی داشته باشم، اگر من امیدم را برای فردا تازه ای از دست دادم، آیا اشک را خشک می كنید و درد من را تسکین می دهید، آیا بار دیگر من را لبخند می زنید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

22. Police used tear gas to disperse the crowd.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پلیس برای متفرق کردن جمعیت از گاز اشک‌آور استفاده کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پلیس با استفاده از گاز اشک آور برای پراکنده شدن جمعیت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

23. They propagated political doctrines which promised to tear apart the fabric of British society.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها اصول سیاسی را گسترش دادند که قول داد تاروپود جامعه انگلستان را پاره کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها آموزه های سیاسی را فروختند و قول دادند که پارچه ی جامعه ی بریتانیا را از هم جدا کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

24. Police used tear gas to disperse the crowds.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پلیس برای متفرق کردن جمعیت از گاز اشک‌آور استفاده کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پلیس با استفاده از گاز اشک آور برای پراکنده کردن جمعیت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

25. Nothing dries sooner than a tear.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هیچ چیز زودتر از یک قطره اشک خشک نمی‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هیچ چیز خشکتر از یک اشک نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

26. . She could tear a character to pieces in three minutes with her sharp tongue.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تا سه دقیقه دیگر می‌توانست با زبان تندش یک شخصیت را تکه‌تکه کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او می تواند یک شخصیت را به سه دقیقه با زبان تیزش بخشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

27. He could not tear himself from that spot.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نمی‌توانست خود را از آن نقطه دور کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او نمیتواند از این نقطه پاره شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

28. Riot police used water cannon and tear gas to disperse the crowd.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پلیس ضد شورش از توپ آب و گاز اشک‌آور برای متفرق کردن جمعیت استفاده کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پلیس ضد شورش با استفاده از توپ آب و گاز اشک آور برای پراکنده کردن جمعیت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

29. A tear rolled down his cheek.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اشک از گونه‌هایش سرازیر شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک اشک ریختن شکمش
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

30. Sometimes, only a tear, we completely clear sight.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گاهی، فقط یک قطره اشک، کام لا آشکار می‌شویم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گاهی اوقات، فقط یک پارگی، ما به طور کامل بینایی را می بینیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف tear

گریه (اسم)
cry , bawl , sob , tear
اشک (اسم)
tear , brine , teardrop
چاک (اسم)
cut , rift , incision , slashing , scissor , tear , split , chink , slot , slit , slash , suture , fissure , kerf , rip , hack , scotch , interstice , stoma
سرشک (اسم)
drop , tear
پارگی (اسم)
rupture , laceration , tear , prostitute , horse , rent , prostitution
چاک دادن (فعل)
rift , strip , tear , slit , incise , slash , kerf , scotch , unseam
دریدن (فعل)
tear , slit , rip , rend , lacerate
دراندن (فعل)
tear
پاره کردن (فعل)
cut , tear , shred , rip , mangle , tear up , rend , lacerate , lancinate
گسیختن (فعل)
fracture , cut , interrupt , snap , rupture , tear , intermit
گسستن (فعل)
cut , disconnect , rupture , tear

معنی عبارات مرتبط با tear به فارسی

پاره پاره ومتلاشی کردن، درهم دریدن
گاز اشک آور
مورد حمله ی شدید قرار دادن، از هم دریدن، در هم کوبیدن
(خودمانی - نمایش یا فیلم و غیره) گریه انگیز، اشک انگیز، (زیاده) احساساتی
tearjerker نمایش یا داستان فوق العاده هیجان انگیز واحساساتی، گریه اور
(از شدت غم و غیره) موی خود را کندن
با بی میلی کاری یا چیزی را رها کردن
صفحه ی آگهی و غیره که در میان مجله می گذارند، قطعه یا مقاله پاره شده از مجله یا روزنامه
چیزی را پاره پاره کردن، از هم گسستن
خراب کردن، فرو کوبیدن
چیزی را بند بند از هم جدا کردن، تکه پاره کردن
پاره پاره کردن، از هم دریدن
شتافتن، عجله داشتن، در شتاب بودن
اشک ریختن
فرسودگی (در اثر استعمال)، (در اثر استعمال) فرسودگی، استعمال و کهنگی، ساییدگی پا، خراب شدگی درنتیجه استعمال عادی، خسارت حدمعمول

معنی tear در دیکشنری تخصصی

[نساجی] پارگی - پاره کردن - چاک
[پلیمر] پارگی
[عمران و معماری] گسل عرضی برشی
[زمین شناسی] گسل افقی - گسلی که در آن حرکت سنگها عمدتاً افقی است تا عمودی
[شیمی] گاز اشک آور
[نساجی] مقاومت پارگی ( نخ یا الیاف )
[پلیمر] مقاومت در برابر پارگی
[نساجی] مقاومت در برابر پارگی - مقاومت پارگی ( نخ یا الیاف )
[نفت] ترک
[حسابداری] فرسودگی
[حقوق] استهلاک، کهنگی
[نساجی] فرسودن
[ریاضیات] سایش و فرسایش، استهلاک عادی، استهلاک، ریخت و ریز، ساییدگی و فرسودگی، فرسودگی

معنی کلمه tear به انگلیسی

tear
• produce tears in the eyes; fill with tears in the eyes
• droplet of fluid from the eye; rip, rend; spree, wild celebration (informal)
• rip, rend, lacerate
• tears are the drops of liquid that come out of your eyes when you cry.
• if you tear something made of cloth or paper, or if it tears, you pull it so that a hole appears in it, or you pull it to pieces.
• a tear in something made of cloth is a hole that has been made in it.
• if you tear something open, you open it by tearing it.
• if you tear a page or a piece of paper out of a book, you remove it by pulling it out sharply rather than cutting it out.
• if a powerful force tears something from somewhere, it removes it roughly and violently.
• if you tear somewhere, you move there very quickly.
• if you are torn between two or more things, you cannot decide which one to choose.
• see also tearing.
• if you tear something apart, you pull it into pieces violently.
• if something tears an organization or country apart, it causes great quarrels or disturbances.
• if you tear at something, you violently try to pull pieces off it.
• if you tear yourself away from a place, you come away very unwillingly.
• if you tear down a building, you destroy it.
• if you tear your clothes off, you take them off quickly in a rough way.
• if you tear up a piece of paper, you pull it into a lot of small pieces.
tear asunder
• tear to pieces, rip apart
tear away
• cut off; be cut off
tear down
• destroy
tear duct
• small tube which carries fluid to and from the eye
tear gas
• type of gas which causes the eyes to release tears, lachrymator
• tear gas is a gas that causes your eyes to sting and fill with tears. it is used by the police to control violent crowds.
tear hair
• pull out hair, rip out hair
tear jerker
• extremely sad, causes one to cry, emotional (of a movie, book, etc.)
• a tear-jerker is a play, film, or book that is very sad or sentimental; an informal word.
tear out
• move out
tear out by the roots
• tear it out completely, strip it bare
tear stained
• crying a lot, full of tears
tear the heart from
• remove the essence from -, remove the main point from -
shed a tear
• caused a tear to flow from one's eyes
wear and tear
• wastage; depreciation; lowered condition due to frequent use
• wear and tear is the damage which is caused to something as it is used.

tear را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی tear

بتوچه ٠٠:٤٥ - ١٣٩٦/٠٥/١٩
اشک.گریه
|

علی ن ١٣:١٩ - ١٣٩٦/٠٦/٢٧
شتابزده حرکت کردن
|

مهشاد فرمانی ٢٠:٣٦ - ١٣٩٨/٠٤/١٦
اشک... گریه
|

M.m.m ١٠:٠٤ - ١٣٩٨/٠٥/١٢
خراب کردن سازه .شکستن
|

Ahmad.paya ١٢:١٦ - ١٣٩٨/٠٥/١٣
بریدن
|

میلاد علی پور ١٧:٣٦ - ١٣٩٨/٠٥/٢٣
جدا کردن
|

پیشنهاد شما درباره معنی tear



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

احمد > تورک
فرنیا > فرنیا
Artan > quality
ساینا نوری > ساینا
ایما محسنی > Stand somebody
M. R > Semester
mohammad.t > together
محدثه فرومدی > mechanization

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی tear
کلمه : tear
املای فارسی : تعر
اشتباه تایپی : فثشق
عکس tear : در گوگل


آیا معنی tear مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )