انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 980 100 1

telecommute

تلفظ Telecommute
تلفظ Telecommute به آمریکایی تلفظ Telecommute به انگلیسی

معنی telecommute در دیکشنری تخصصی

[کامپیوتر] برقراری ارتباط از راه دور - کار در خانه به کمک کامیپوتر ، مودم ، تلفن ، فاکس و سایر تجهیزات تخصصی .

معنی کلمه telecommute به انگلیسی

telecommute
• work at home using a computer that is linked to the office

telecommute را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی telecommute

بهنوش ٠٦:١١ - ١٣٩٦/٠٨/٠١
دور کاری
|

علی ٢٢:٢٥ - ١٣٩٦/٠٩/١٨
معاشرت
|

مصطفا ١٣:٥٤ - ١٣٩٧/١٠/٠٧
[Work from home]
Employers can also allow more staff to
telecommute
|

اسما ١٦:٢٠ - ١٣٩٧/١٠/٢٢
کار در خانه
|

rozhan ١٢:١٨ - ١٣٩٨/٠٥/٢٣
کار کردن در خانه به کمک تلفن و کامپیوتر,
work at home instead of in an office but use computer and telephone to communicate with the people who you with
|

پیشنهاد شما درباره معنی telecommute



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

ممد > god speed
English woman > Roar
آرش پورسردار > cross border
Sahar azizi > time of day
آژوان > کردی
امید حسینی > Social reason
علیرضا > firm
English woman > Drip

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر



آیا معنی telecommute مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )