برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1324 100 1

terminative


معنی: قطعی، مختوم کننده، انتهایی، بپایان رساننده، خاتمه دهنده

واژه terminative در جمله های نمونه

1. Absolutely can terminative station produce the lot on my body? How can ability fear?
[ترجمه ترگمان]قطعا این ایستگاه به طور قطع می‌تواند تعداد زیادی از بدن من را تولید کند؟ چطور می توان این کار را کرد؟
[ترجمه گوگل]کاملا می تواند ایستگاه terminiating تولید مقدار زیادی در بدن من؟ چگونه توانایی ترس می تواند؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The spring of Baidu from this and terminative .
[ترجمه ترگمان]بهار of از اینجا و terminative
[ترجمه گوگل]بهار Baidu از این و پایانی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. This one times is already terminative, the theme of the below one phase of Internet will be " true productivity ".
[ترجمه ترگمان]این یک بار قبلا terminative شده‌است، موضوع زیر یک مرحله از اینترنت \"بهره‌وری واقعی\" خواهد بود
[ترجمه گوگل]این یک بار در حال حاضر فریبنده است، موضوع فاز زیر اینترنت به 'بهره وری واقعی' خواهد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Proposition afraid unworkable try submit al terminative.
[ترجمه ترگمان]قضیه ...

مترادف terminative

قطعی (صفت)
absolute , decisive , definite , definitive , certain , final , unconditional , critical , decretive , decretory , positive , categorical , sure , last , categoric , conclusive , deterministic , trenchant , decided , magistral , terminative , peremptory , uncompromising , irrevocable
مختوم کننده (صفت)
sealing , finishing , terminative
انتهایی (صفت)
terminal , terminative , terminable
بپایان رساننده (صفت)
terminative
خاتمه دهنده (صفت)
terminative

معنی کلمه terminative به انگلیسی

terminative
• of or related to the end
• last letters or syllable in a word (grammar)

terminative را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی terminative
کلمه : terminative
املای فارسی : ترمینتیو
اشتباه تایپی : فثقئهدشفهرث
عکس terminative : در گوگل

آیا معنی terminative مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )