برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1279 100 1

think of

واژه think of در جمله های نمونه

1. In every beginning think of the end.
[ترجمه هانیه] در هر آغازی پایان را در نظر بگیر
|
[ترجمه ترگمان]در هر آغاز به پایان فکر کنید
[ترجمه گوگل]در هر زمانی فکر می کنم پایان
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Think of the devil and he's looking over your shoulders.
[ترجمه ترگمان]به شیطان فکر کن و اون داره از روی شونه تو نگاه می‌کنه
[ترجمه گوگل]فکر می کنم شیطان و او به دنبال شانه های خود است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Can't you think of it differently?
[ترجمه ترگمان]نمی‌توانی به طور دیگری فکر کنی؟
[ترجمه گوگل]آیا نمی توانید از آن به طور متفاوت فکر کنید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Before you give up ,think of the reason why you held on so long.
...

معنی think of در دیکشنری تخصصی

think of
[ریاضیات] پیدا کردن، فکر کردن، در نظر گرفتن، ثالث

معنی کلمه think of به انگلیسی

think of
• consider, meditate on, ponder about; remember, recall

think of را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

voria
نظر داشتن
محمد شاهد
یاد آوردن (remember)
فرزانه جمشیدی
بررسی کردن
مهرداد
در نظر گرفتن
a.r
به خاطر آوردن
در نظر گرفتن
قصد داشتن
to consider sth
to have sth as a possible plan or idea
to recall sb or sth
to bring some thought to mind by imagination or invention
mahdi
1-یک چیزی را در ذهن داشتن و به یاد آوردن آن
2-داشتن (در نظر گرفتن) یک ایده(اسم ، پیشنهاد و...)درباره ی کسی یا چیزی
3-سعی کننید(بخواهید) راجبه کاری که باید آن را انجام بدهید یا نه ، تصمیم بگیرید
4-be think of=احساس همدردی داشتن
5-........


صلوات برای فرج
حمیدرضا
فکر کردن درباره ی
عادل محمدی
به حساب آوردن چیزی
ابوذر.ف
مدنظر داشتن، در فکرِ چیزی یا انجام کاری بودن
Elaheh.naz
فرض کردن، سنجیدن
غزاله قربانی
در نظر گرفتن،بر شماردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی think of مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )