برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1289 100 1

thrift

/ˈθrɪft/ /θrɪft/

معنی: صرفه جویی، خانه داری، عقل معاش
معانی دیگر: ناولخرجی، امساک، (در اصل) رونق، کامیابی، رشد، شکوفایی، برومندی، (گیاه شناسی) شاسترسون، عود قرمز (جنس armeria تیره ی thrift institution) ( plumbaginaceae هم می گویند)

بررسی کلمه thrift

اسم ( noun )
(1) تعریف: prudent management and saving of one's resources, esp. money; frugality.
مترادف: economy, frugality, husbandry, saving
متضاد: extravagance, waste
مشابه: conserving, economizing, moderation, parsimony, penny-pinching, prudence, scrimping

(2) تعریف: see thrift institution.

(3) تعریف: any of several fast-growing, thickly tufted plants, found mostly in the mountains and along the coasts of Europe, that bear rounded clusters of pink or white flowers.

واژه thrift در جمله های نمونه

1. Thrift is the philosopher’s stone.
[ترجمه ترگمان]Thrift سنگ فیلسوف است
[ترجمه گوگل]ثروت سنگی فیلسوف است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Thrift is good revenue.
[ترجمه ترگمان]Thrift درآمد خوبی دارد
[ترجمه گوگل]ثروت درآمد خوب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Diligence and thrift made him a possessor of warm fortunes.
[ترجمه ترگمان]Diligence و thrift او را مالک ثروت گرم می‌کردند
[ترجمه گوگل]دقت و احتیاط او را به عنوان صاحب ثروت گرم ساخته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Thrift is a great revenue.
[ترجمه پژمان] صرفه جویی یك درآمد عالی است.|
[ترجمه ترگمان]درآمد زایی یک درآمد عالی است
[ترجمه گوگل]ثروت یک درآمد عالی ...

مترادف thrift

صرفه جویی (اسم)
parsimony , economy , frugality , thrift , providence
خانه داری (اسم)
thrift , housekeeping , housework , menage
عقل معاش (اسم)
thrift

معنی عبارات مرتبط با thrift به فارسی

فروشگاه لباس های مستعمل (معمولا وابسته به بنگاه های خیریه)

معنی کلمه thrift به انگلیسی

thrift
• financial institution designed for depositing savings (e.g. savings bank, credit union); any plant of the genus armeria; plant similar or related to plants of the genus armeria
• saving, economizing
• thrift is the practice of being thrifty.
thrift institution
• body that deposits money for savings

thrift را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

غیاثی فر
صندوق پس انداز قرض الحسنه
صندوق پس انداز
موسسه پس انداز
بانک پس انداز
سجاد مصلحی
thrift shop:
store that sell used goods especially furniture, clothes and toys often in order to raise money for a charity
اصغری
خیریه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی thrift
کلمه : thrift
املای فارسی : تهریفت
اشتباه تایپی : فاقهبف
عکس thrift : در گوگل

آیا معنی thrift مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )