برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1286 100 1

throw out

/ˈθroʊˈaʊt/ /θrəʊaʊt/

معنی: بیرون انداختن
معانی دیگر: 1- دور انداختن 2- (به زور) بیرون کردن، اخراج کردن 3- بیرون دادن 4- (اشاره و غیره) کردن 5- (کلاچ) رها کردن

واژه throw out در جمله های نمونه

1. Don’t throw out the baby with the bath water.
[ترجمه ترگمان]بچه را با آب حمام بیرون نکنید
[ترجمه گوگل]بچه را با آب حمام نکنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Don't throw out your dirty water before you get in fresh.
[ترجمه ترگمان]قبل از اینکه سرحال به شی آب کثیفت را بیرون نیا
[ترجمه گوگل]قبل از اینکه تازه بشوید، آب کثیف خود را از بین نبرید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The defense wants the district Judge to throw out the case.
[ترجمه ترگمان]وزارت دفاع می خواد قاضی منطقه پرونده رو پرت کنه بیرون
[ترجمه گوگل]دفاع از قاضی ولسوالی خواست که پرونده را بیرون ببرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Can't you throw out that old bike of Tommy's?
[ترجمه ترگمان]نمی‌تونی اون موتور قدیمی \"تامی\" رو بندازی بیرون؟
[ترجمه گوگل]آیا نمی توانید آن دوچرخه قدیمی تامی را بیرون بیاورید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف throw out

بیرون انداختن (فعل)
sputter , eject , bounce , throw out , expel , excrete , extrude

معنی throw out در دیکشنری تخصصی

[حقوق] رد کردن دعوی یا کیفرخواست

معنی کلمه throw out به انگلیسی

throw out
• reject; take out; throw in the garbage, put in the garbage; discard
throw out of gear
• press the clutch; confuse, bewilder
throw out the child along with the bath
• give up the good with the bad

throw out را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد خ1
To offer something, as a suggestion or plan.
Niki
Syn: Dismiss
مرخص کردن ، معاف کردن ، قانون ـ فقه : موضوعی را مختومه کردن، بخشیدن ، آزاد کردن / شدن
(.V)
2. let go, disperse, dissolve, free, release, send away
if a judge dismisses a court case, he or_ she stops it from continuing:
E.g.
● The case was dismissed owing to lack of evidence.
_. formal: to tell someone that they are allowed to go, or are no longer needed.
E.g.
● The class was dismissed early today.
منصوره
بيرون انداختن
بيرون پرت كردن كسي يا چيزي

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی throw out
کلمه : throw out
املای فارسی : ترو آوت
اشتباه تایپی : فاقخص خعف
عکس throw out : در گوگل

آیا معنی throw out مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )