برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1327 100 1

thus

/ˈðəs/ /ðʌs/

معنی: بنابر این، پس، چنان، چنین، این طور، بدین گونه، بدینسان، بدین معنی که، از این قرار
معانی دیگر: بدین طریق، بدین نحو، این جور، در نتیجه، بدین ترتیب، از اینرو، مثلا

بررسی کلمه thus

قید ( adverb )
(1) تعریف: in this way.
مترادف: so
مشابه: likewise

- Turn your head thus.
[ترجمه Kian] سر خود را اینچنین برگردان
|
[ترجمه ترگمان] سر خود را به این ترتیب برگردان
[ترجمه گوگل] سر خود را به طوری که
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: for this reason; consequently; therefore.
مترادف: consequently, hence, so, therefore
مشابه: accordingly, ergo, hereat, then, thence

- We had no heat, and thus we were cold this winter.
[ترجمه ترگمان] ما در این زمستان هوا گرم نبود و بنابراین ما این زمستان سرد بودیم
[ترجمه گوگل] ما گرما نداشتیم و بنابراین این زمستان سرد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: to a given degree or extent.
مترادف: so

...

واژه thus در جمله های نمونه

1. thus spoke the intrepid sohrab to hooman. . .
به هومان چنین گفت سهراب گرد. . .

2. thus far
1- تا کنون،تا حالا 2- تا این میزان،تا این درجه

3. the information thus collected was printed in newspapers
اطلاعاتی که از این راه به دست آمده بود در روزنامه‌ها چاپ شد.

4. fate had ordained thus
سرنوشت چنین مقدر کرده بود.

5. i was hoping thus to fillip his spirits
امیدوار بودم بدین وسیله روحیه‌ی او را تشجیع کنم.

6. people are ungrateful; thus a man i know was kicked out of the house by his own children
مردم نمک‌نشناس هستند; مثلا مردی را می‌شناسم که فرزندان خودش او را از خانه بیرون کرده‌اند.

7. so far (or thus far)
تا حال،تا اینجا،تا این میزان،تاکنون

8. she described the situation thus . . .
وضعیت را این جور توصیف کرد . . .

9. he was sick and old and thus incapable of climbing that mountain
او بیمار و پیر بود و بنابراین نمی‌توانست از آن کوه بالا برود.

10. you visit but play coy / thus tantalizing me by feeding the flames of your desirability
دیدار می‌نمایی و پرهیز می‌کنی‌/بازار خویش و آتش ما تیز می‌کنی

11. Thus the question was finally settled.
...

مترادف thus

بنابر این (قید)
accordingly , so , therefore , thus , hence , ergo , thereupon , insomuch
پس (قید)
back , so , thus , ergo , forth , again , then , afterwards
چنان (قید)
so , thus , such
چنین (قید)
so , thus , likewise , such , sic
این طور (قید)
so , thus , such
بدین گونه (قید)
thus
بدینسان (قید)
thus
بدین معنی که (قید)
thus
از این قرار (قید)
thus

معنی عبارات مرتبط با thus به فارسی

1- تا کنون، تا حالا 2- تا این میزان، تا این درجه، اینقدر، تااینجا
اینقدر، این اندازه

معنی thus در دیکشنری تخصصی

thus
[ریاضیات] به این ترتیب، بنابراین، به این معنی که، پس، مثلا
[ریاضیات] حاصل

معنی کلمه thus به انگلیسی

thus
• therefore, so
• you use thus to introduce the consequence or conclusion of something that you have just said; a formal word.
• if you say that something is thus or happens thus, you mean that it is or happens in the way you are describing; a formal word.
thus and thus
• this and that, so and so
thus far
• up to the present time
thus and thus
• this and that, so and so

thus را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

han you ra
as a result of this
Sahra
Therefore
Sara
بدین گونه
مثلا
عماد
در نتیجه
بنابراین
حاصل، حاصل شدن، حصول
سعید صفاری مقدم
متعاقباً، متعاقب آن، در نتیجه، ماحصل (آن)، بدین سان، بدین ترتیب
میثم علیزاده
1. بنابراین
2. بدین گونه
میلاد علی پور
به همین دلیل، از این رو، رو این حساب

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی thus
کلمه : thus
املای فارسی : تهوس
اشتباه تایپی : فاعس
عکس thus : در گوگل

آیا معنی thus مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )