انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1018 100 1

thus

تلفظ thus
تلفظ thus به آمریکایی/ˈðəs/ تلفظ thus به انگلیسی/ðʌs/

معنی: بنابر این، پس، چنان، چنین، این طور، بدین گونه، بدینسان، بدین معنی که، از این قرار
معانی دیگر: بدین طریق، بدین نحو، این جور، در نتیجه، بدین ترتیب، از اینرو، مثلا

بررسی کلمه thus

قید ( adverb )
(1) تعریف: in this way.
مترادف: so
مشابه: likewise

- Turn your head thus.
ترجمه کاربر [ترجمه Kian] سر خود را اینچنین برگردان
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] سر خود را به این ترتیب برگردان
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] سر خود را به طوری که
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: for this reason; consequently; therefore.
مترادف: consequently, hence, so, therefore
مشابه: accordingly, ergo, hereat, then, thence

- We had no heat, and thus we were cold this winter.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] ما در این زمستان هوا گرم نبود و بنابراین ما این زمستان سرد بودیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] ما گرما نداشتیم و بنابراین این زمستان سرد بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: to a given degree or extent.
مترادف: so

- thus far
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] تا اینجا
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] تا کنون
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه thus در جمله های نمونه

1. thus spoke the intrepid sohrab to hooman. . .
ترجمه به هومان چنین گفت سهراب گرد. . .

2. thus far
ترجمه 1- تا کنون،تا حالا 2- تا این میزان،تا این درجه

3. the information thus collected was printed in newspapers
ترجمه اطلاعاتی که از این راه به دست آمده بود در روزنامه‌ها چاپ شد.

4. fate had ordained thus
ترجمه سرنوشت چنین مقدر کرده بود.

5. i was hoping thus to fillip his spirits
ترجمه امیدوار بودم بدین وسیله روحیه‌ی او را تشجیع کنم.

6. people are ungrateful; thus a man i know was kicked out of the house by his own children
ترجمه مردم نمک‌نشناس هستند; مثلا مردی را می‌شناسم که فرزندان خودش او را از خانه بیرون کرده‌اند.

7. so far (or thus far)
ترجمه تا حال،تا اینجا،تا این میزان،تاکنون

8. she described the situation thus . . .
ترجمه وضعیت را این جور توصیف کرد . . .

9. he was sick and old and thus incapable of climbing that mountain
ترجمه او بیمار و پیر بود و بنابراین نمی‌توانست از آن کوه بالا برود.

10. you visit but play coy / thus tantalizing me by feeding the flames of your desirability
ترجمه دیدار می‌نمایی و پرهیز می‌کنی‌/بازار خویش و آتش ما تیز می‌کنی

11. Thus the question was finally settled.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پس این سوال بالاخره حل شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بنابراین این سوال در نهایت حل شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Thus it came about that, after many years as an interior designer and antiques dealer, he combined both businesses.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بنابراین، پس از سال‌ها به عنوان یک طراح داخلی و تاجر antiques، او هر دو کسب و کارها را با هم ترکیب کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بدین ترتیب، پس از سالها به عنوان یک طراح داخلی و فروشندگان عتیقه فروشی، هر دو کسب و کار را در هم آمیخت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. to speak thus of her benefactor.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تا از ولی‌نعمت خود سخن بگوید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به این ترتیب از بندهای خود صحبت کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Joseph was able to grease a few palms, thus helping his brother to escape.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ژوزف می‌توانست چند نخل را روغن بزند و در نتیجه به برادرش کمک کند که فرار کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یوسف توانست چند کف دست را روغن کند و به برادرش کمک کند تا فرار کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Her political career thus far had remained unblemished.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شغل سیاسی او تا به حال دست‌نخورده باقی مانده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اوضاع سیاسی او تا کنون باقی مانده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. Italy had thus practically declared her independence.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ایتالیا عملا استقلال خود را اعلام کرده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در نتیجه ایتالیا استقلال خود را اعلام کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

17. Words thus strung together fall on the ears like music.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کلمات مثل موسیقی در گوش یکدیگر فرو می‌ریختند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به این ترتیب، واژه ها به هم متصل می شوند به گوش مانند موسیقی می افتند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف thus

بنابر این (قید)
accordingly , so , therefore , thus , hence , ergo , thereupon , insomuch
پس (قید)
back , so , thus , ergo , forth , again , then , afterwards
چنان (قید)
so , thus , such
چنین (قید)
so , thus , likewise , such , sic
این طور (قید)
so , thus , such
بدین گونه (قید)
thus
بدینسان (قید)
thus
بدین معنی که (قید)
thus
از این قرار (قید)
thus

معنی عبارات مرتبط با thus به فارسی

1- تا کنون، تا حالا 2- تا این میزان، تا این درجه، اینقدر، تااینجا
اینقدر، این اندازه

معنی thus در دیکشنری تخصصی

thus
[ریاضیات] به این ترتیب، بنابراین، به این معنی که، پس، مثلا
[ریاضیات] حاصل

معنی کلمه thus به انگلیسی

thus
• therefore, so
• you use thus to introduce the consequence or conclusion of something that you have just said; a formal word.
• if you say that something is thus or happens thus, you mean that it is or happens in the way you are describing; a formal word.
thus and thus
• this and that, so and so
thus far
• up to the present time
thus and thus
• this and that, so and so

thus را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی thus

han you ra ١٥:٤٨ - ١٣٩٧/٠٥/١٣
as a result of this
|

Sahra ١٥:٠٧ - ١٣٩٧/٠٧/٠٦
Therefore
|

Sara ١٣:٢٧ - ١٣٩٧/٠٧/١٢
بدین گونه
مثلا
|

عماد ١٧:١٢ - ١٣٩٧/١٢/٠٦
در نتیجه
بنابراین
حاصل، حاصل شدن، حصول
|

سعید صفاری مقدم ١٠:١٠ - ١٣٩٨/٠٤/٠٧
متعاقباً، متعاقب آن، در نتیجه، ماحصل (آن)، بدین سان، بدین ترتیب
|

پیشنهاد شما درباره معنی thus



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی thus
کلمه : thus
املای فارسی : تهوس
اشتباه تایپی : فاعس
عکس thus : در گوگل


آیا معنی thus مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )