انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری، مترجم یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 393 100 1

timid

تلفظ timid
تلفظ timid به آمریکایی/ˈtɪməd/   تلفظ timid به انگلیسی/ˈtɪmɪd/

صفت تفضیلی: timider     صفت عالی: timidest
معنی: کمرو، محجوب، خجالتی، خجالت کش، ترسو
معانی دیگر: پرآزرم، کمرویانه، محجوبانه، بزدل

مترادف timid

کمرو (صفت)
sham , weak , shy , chicken-hearted , bashful , shamefaced , timid , coy , cagey , meticulous , sheepish , blate , cagy , chary , chicken-livered , unassertive
محجوب (صفت)
shy , bashful , timid , unobtrusive , diffident , decent , blate , unassertive
خجالتی (صفت)
embarrassed , shy , bashful , shamefaced , self-conscious , timid , coy
خجالت کش (صفت)
embarrassed , bashful , shamefaced , timid
ترسو (صفت)
captive , shy , yellow , chicken-hearted , bashful , shamefaced , timid , meticulous , sheepish , timorous , skittish , pusillanimous , chicken-livered , lily-livered , gun-shy , poor-spirited , pigeon-hearted , weak-hearted

معنی کلمه timid به انگلیسی

timid
• shy, bashful, fearful, retiring
• timid people or animals are shy, nervous, and have no courage or self-confidence.

پیشنهاد شما درباره معنی timid



نام نویسی   |   ورود
فروشگاه کمپونرم افزاری مریم

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی timid
کلمه : timid
املای فارسی : تیعمید
اشتباه تایپی : فهئهی
عکس timid : در گوگل


آیا معنی timid مناسب بود ؟     بله - خیر     ( امتیاز : 97% )