برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1283 100 1

top up

واژه top up در جمله های نمونه

1. Shall I top up your drink?
[ترجمه فاطمه] آیا می توانم (لیوان) نوشیدنی شما را پرکنم؟
|
[ترجمه ترگمان]نوشیدنی میل دارید؟
[ترجمه گوگل]آیا می توانم نوشیدنی کنم؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I'll just top up the coffee pot.
[ترجمه فاطمه] من فقط قوری قهوه را پر می کنم
|
[ترجمه ترگمان]من فقط قهوه‌جوش را بالا خواهم آورد
[ترجمه گوگل]من فقط قهوه قهوه را بالا می برم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I want to top up my tan on the sunbed at the gym.
[ترجمه ترگمان]می خوام tan رو توی باشگاه ورزش کنم
[ترجمه گوگل]من می خواهم طعم تان را روی صندلی سایبان در ورزشگاه اضافه کنم
[ترجمه شما] ...

معنی کلمه top up به انگلیسی

top up
• a top-up is another serving of a drink in the same glass that you have just used.
• a top-up loan or sum of money is an amount added to a sum of money in order to bring it up to a required level.

top up را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

sanaee
دوباره مملوکردن
شاهین حسینی راد
اهمیت دادن
محمد خ1
the act of putting more drink into someone's glass or cup
محمد خ1
the act of adding liquid in order to fill to the top a container that is already partly full
علی اکبر منصوری
1-پر کردن حساب یا کارت اعتباری، شارژ مجدد اعتبار، پر کردن حساب بانکی (به منظور گرفتن وام و...)، اضافه کردن مقداری پول یا تسهیلات بیشتر به مقدار پول یا تسهیلات موجود تا به سطح دلخواه افزایش یابد.
مثال:
Don't forget to top up your account regularly, as payments are taken from it automatically
فراموش نکن حسابت رو بطور منظم شارژ کنی چون پرداخت ها از آن، بطور خودکار برداشت میشوند.
اسم) پول اضافه بر سازمان، یک مقدار اضافه از هر چیزی (بخصوص پول مبلغی اضافه تر از آنچه که هست)
In addition to his student loan, his parents give him a top-up of �300 a month
علاوه بر وام دانشجویی او، والدینش هر ماه یک مبلغ اضافی تر 300 پوندی بهش می دهند.
A top up loan
یک وام اضافه بر سازمان!
2-بالا بردن یا افزایش سطح چیزی (بخصوص درآمد یا حقوق)!
She tops up her salary with odd jobs on the side
او در کنار شغل اصلیش، با انجام کارهای متفرقه حقوقش را افزایش می‌دهد.

3- دوباره پر کردن گیلاس نوشیدنی، پر کردن ظرف( حاوی مایع یا پودر ) تا لبه ظرف یا سطح دلخواه، فنجان قهوه یا نوشیدنی کسی را مجددا پر کردن یا تازه کردن، پر کردن ظرفی که هنوز جا برای پر کردن دارد یا ظرفی که مقداری از مایع داخل آن استفاده شده است( مثلا یک فنجان چای که مقداری از خورده شده باشد)
Can I top up your coffee?
ميتونم فنجان قهوه شما را مجددا پر کنم؟
I'll just top up the teapot
من الساعه قوری چای را دوباره پر میکنم.
Top up the tank
مخزن رو دوباره پر کن.
Are you ready for a top up?
با یک نوشیدنی دیگه چطوری?
I topped the fish tank up with fresh water
من مخزن آب ماهی ها رو مجددا با آب تازه پر کردم.
MS
pay more money so that you can make more calls
با پرداخت پول بیشتر تماس های بیشتری میتوان داشت (نوعی شارژ پولی برای تماس بیشتر )
احسان هادی پور
پر کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی top up مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )