انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1072 100 1

turgid

تلفظ turgid
تلفظ turgid به آمریکایی/ˈtɜːrdʒəd/ تلفظ turgid به انگلیسی/ˈtɜːdʒɪd/

معنی: باد کرده، متورم، اماس دار، متسع
معانی دیگر: آماسیده، ورم کرده، پر طمطراق

بررسی کلمه turgid

صفت ( adjective )
مشتقات: turgidly (adv.), turgidity (n.), turgidness (n.)
(1) تعریف: overwrought in language or style; too solemn or too ornate; inflated; bombastic.
متضاد: simple
مشابه: pompous

- He thought the new minister a pompous man, with his turgid sermons and lofty manner.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] به نظرش می‌آمد که کشیش جدید، یک مرد مغرور، با وعظ پر طمطراق و رفتار lofty
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او وزیر جدید را یک مرد ممتاز، با موعظه ها و شیوه های بلند او می دانست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: swollen, as from a fluid or inner pressure.

- a turgid leaf cell
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] یک سلول پر از آب
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] سلول برگ برگ
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه turgid در جمله های نمونه

1. The river rolled darkly brown and turgid.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رودخانه به رنگ قهوه‌ای تیره و پر جنب و جوش بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رودخانه قهوه ای و قهوه ای به دور ریخته شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. He used to make extremely dull, turgid and frankly boring speeches.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او عادت داشت که به طرز بسیار خسته‌کننده، ساده و ساده و کسل‌کننده حرف بزند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او با استفاده از سخنان بسیار خسته کننده، بی نظیر و رک و پوست خسته شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. As the big vessel came up tense and turgid I thrust in the needle and injected the adrenalin.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همان طور که کشتی بزرگ عصبی و آشفته به نظر می‌رسید، من در سوزن فرو رفتم و the را تزریق کردم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همانطور که کشتی بزرگ آمد و به سرعت در حال حرکت بود و من در سوزن رانده شد و تزریق آدرنالین
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. He found the whole conversation stilted and turgid.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تمام گفتگو را با لحنی خشک و پر طمطراق یافت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او گفت که کل گفت و شنود و بازار را پیدا کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Not far away a turgid and fast moving river rushed southward in narrow gorges.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رودخانه تند و تند و تند که از سوی جنوب به سوی جنوب می‌پیچید، در دره‌های تنگ به سوی جنوب منتهی می‌شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دور از جایی که یک رودخانه با سرعت و سریع حرکت کرد، به سمت جنوب در گودال های باریک فرو رفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. He succeeded in presenting Heidegger's often turgid style in a readable and idiomatic English.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او موفق به ارائه سبک زندگی ساده هایدگر به زبان انگلیسی خوانا و خوانا شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او موفق به ارائه سبک غالبا بازرگانی هایدگر در یک انگلیسی قابل خواندن و اصطلاح شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. the turgid waters of the Thames.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آب‌های turgid رودخانه تایمز
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آبهای مرزی Thames
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The flowers are still crisp and turgid.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گل‌ها هنوز ترد و turgid هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گلها هنوز هم ترد و باریک هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. On 23 February 20 a turgid draw between Manchester United and Marseille was watched by 623m viewers, taking almost a quarter of the total UK TV audience.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در تاریخ ۲۳ فوریه، حدود ۶۲۳ میلیون بیننده را تماشا کردند که تقریبا یک چهارم از کل بینندگان تلویزیون بریتانیا را به خود اختصاص دادند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در روز 23 فوریه، 623 میلیون تماشاچی تماشا کرد که منچستریونایتد و مارسی را تماشا می کند، تقریبا یک چهارم از کل تماشاگران تلویزیون بریتانیا را تماشا می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The rest of the arts scene looks increasingly turgid by comparison.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بقیه صحنه هنر به شکل فزاینده‌ای با مقایسه ظاهر می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بقیه صحنه های هنر به نظر می رسد به طور فزاینده ای با توجه به مقایسه
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Frankenstein was already turgid ; Percy made it more so.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Frankenstein پیش از پیش آشفته بود، \"پرسی\" بیشتر از اینا ساخته بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فرانکشتاین قبلا در بازار بود پرسی آن را بیشتر کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. His style is turgid, boring.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سبک او ساده و کسل‌کننده است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سبک او مارمولک است، خسته کننده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. A year later he moved again, to become deputy editor of the party's turgid theoretical review, Tarsadalmi Szemle.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک سال بعد، او دوباره نقل‌مکان کرد تا به عنوان معاون سردبیر این بازبینی نظری این حزب، Tarsadalmi Szemle، معاون سردبیر این حزب شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک سال بعد دوباره به سمت معاون سردبیری نظری تورسادالمی اسملف، معاون سردبیر، رفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Some surprise managed to shoulder its way into Jenner's turgid writing.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برخی از تعجب دهانشان را باز کرد و به سوی نوشتن turgid (turgid)به راه انداخت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بعضی از شگفتی ها توانستند راه خود را به نوشتن بازاریابی جنیور برسانند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. All it seemed to do was circulate the warm turgid air.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به نظر می‌رسید که تنها کاری که انجام می‌دهد این است که هوای گرم و turgid جریان داشته باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همه چیز به نظر می رسید که هوا گرم شده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف turgid

باد کرده (صفت)
ventricular , tumescent , baggy , puffy , billowy , bouffant , protuberant , ventricose , turgid , tumid , turgescent
متورم (صفت)
inflamed , swollen , inflated , ventricose , dropsical , turgid , gouty , tumorous , tumid , turgescent , torose , tumefacient
اماس دار (صفت)
turgid , tumefactive
متسع (صفت)
turgid , varicose

معنی کلمه turgid به انگلیسی

turgid
• swollen; pompous, bombastic
• a turgid mass, especially of water or mud, is thick and rather unpleasant to look at; a literary word.
• a turgid piece of writing, play, or film is difficult to understand and very boring; a literary word.

turgid را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

سعيد ١٣:٠٨ - ١٣٩٦/١٢/٢١
سخت و كسل كننده
|

Foroogh ١٠:٤٦ - ١٣٩٧/١٢/٠٢
ثقیل (در مورد متون)
|

Toomaz ٠٣:٢٠ - ١٣٩٨/٠١/١٦
غلنبه سلنبه،دشوار،ملال آور،پیپیده،خسته کننده
(آب)گل آلود،پر از گل و لای
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Erfan_Z_A_D > اغما
افشین اشکبوسی > قد و قامت
امل .ب.خ > course
محمدحسین اجارودی از گرمی.اردبیل > issar
اثر ناپذیر > passive
exo.pcy😍 > exo
مهران > فابریک
مهبد > مهبد

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی turgid
کلمه : turgid
املای فارسی : تورگید
اشتباه تایپی : فعقلهی
عکس turgid : در گوگل


آیا معنی turgid مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )