برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1326 100 1

undergarment

/ˈəndərˌɡɑːrmənt/ /ˈʌndəɡɑːmənt/

معنی: زیر پوش، زیر جامه، لباس بزیر
معانی دیگر: لباس زیر

بررسی کلمه undergarment

اسم ( noun )
• : تعریف: a garment worn under other clothing, usu. next to the skin; underwear.

واژه undergarment در جمله های نمونه

1. We manufacture undergarments that tone and slenderize.
[ترجمه ترگمان]با این لحن و لحن slenderize زیر و رو می‌کنیم
[ترجمه گوگل]ما لباس زیر را تولید می کنیم که تن و لاغر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. With protective, all-enveloping aluminium-foil undergarments even this would be possible.
[ترجمه ترگمان]با وجود محافظ، لباس زیر پوشش آلومینیومی، حتی این کار ممکن خواهد بود
[ترجمه گوگل]حتی با این پوشش های پوششی آلومینیومی محافظ، محافظ پوشش داده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The undergarments are fear, guilt and helplessness.
[ترجمه ترگمان]زیر پوش ترس، احساس گناه و بیچارگی است
[ترجمه گوگل]لباس زیر ترس، گناه و بی کفایتی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Her undergarment is LV classic, 1 set is 70 thousand dollars!
[ترجمه ترگمان]undergarment او یک جلد منطقی است و یک مجموعه ۷۰ هزار دلار است!
[ترجمه گوگل]لباس زیر او LV کلاسیک است، 1 مجموعه 70،000 دلار است!
[ترجمه شما] ...

مترادف undergarment

زیر پوش (اسم)
underpants , corset cover , undergarment , underclothing , skivvy , underclothes , underwear
زیر جامه (اسم)
gaskin , undergarment , undies , underwear
لباس بزیر (اسم)
undergarment

معنی undergarment در دیکشنری تخصصی

undergarment
[نساجی] لباس زیر-زیرپوش-زیرپیراهن

معنی کلمه undergarment به انگلیسی

undergarment
• underwear, underclothes
• an undergarment is a piece of clothing that people wear next to their skin and under their other clothes; a formal word.

undergarment را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی undergarment
کلمه : undergarment
املای فارسی : یوندرگرمنت
اشتباه تایپی : عدیثقلشقئثدف
عکس undergarment : در گوگل

آیا معنی undergarment مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )